سرعت یادگیری: هر چه سریعتر؛ بهتر!

پیش نوشت: این نوشتار را بیشتر به عنوان یک پیش نویس در نظر داشته باشید؛ خواستم جلو دید خودم و نظر مخاطبان عزیز باشد تا بتوانیم با هم به غنی سازی محتوای آن بپردازیم. چون مدتی است آن را به عنوان پیش نویس ذخیره نموده‌ام بدان امید که بتوانم به آن بیفزایم. جالب است بدانید هر چه گشتم کمتر یافتم! هر  کلید واژه‌ی مرتبطی را که جستجو می‌کنی؛ بیشتر محتواهایی را با عناوین: آموزش سریع در یک هفته، در دو روز، در ۲ ساعت و… می‌یابی و بیشتر می‌فهمی آنچه که تو نوشته‌ای بر خلاف اکثریت موجود است.

سرعت یادگیری: هر چه سریعتر بهترامروزه به مدد تکنولوژی،اینترنت و شبکه های مجازی، تولید محتوا به آسانترین، ارزانترین و سریع‌ترین سطح ممکن رسیده است. ( فارغ از قضاوت در مورد ناب بودن یا نبودنش). ما هم لبخند زنان و پیروزمندانه با نشستن پشت سیستم یا در دست گرفتن یک ابراز چند گرمی و یک صفحه‌ی لمسی به خود می‌بالیم که هر لحظه و در حال یادگرفتن هستیم و با چنان عطشی شبکه پشت شبکه و گروه پشت گروه می‌اندازیم؛ انگار تمام کتابخانه‌های جهان بایستی حسرت نبوغ ما  بخورند که چطور علم از سر و رویمان می‌بارد. یادگیری چیزی است که همواره جاری و ساری است و توقف ندارد. من هم یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی هستم و به فراخور حال و مجال از آنان بهره می‌برم و همچنین قبول دارم که ما همیشه و همه جا در معرض یادگیری قرار داریم و این وابسته به ذات انسان بودن ماست نه وابسته به تکنولوژی و ابزار.

اما چیزی که از آن هراس دارم و به نظرم ترس به جایی هم هست سطحی شدن دانسته‌ها و یادگیری‌هایمان در لابه‌به‌لای این شبکه‌هاست و فرض و احساسی است که همواره در ما تقویت می‌گیرد حالا که این همه دسترسی به محتوا آسان شده است و من همیشه در حال یادگرفتن هستم و هرگاه  بخواهم محتوا در چند سانتیمتری نگاه من قرار دارد؛  پس من نه تنها حق دارم؛ بلکه می‌توانم و حتی باییستی بتوانم به یادگیری خویش بیشتر و بیشتر سرعت ببخشم؛ آنقدر بیشتر که تقریباً هر چیزی را در کوتاه ترین زمان ممکن یادبگیرم. چند دقیقه نگاه کردن به یک فیلم آموزشی، غلتاندن چند صفحه پی دی اف و با خواندن چند پاراگراف در شبکه‌های اجتماعی، من نه تنها مبانی علم مثلاً اختلالات یادگیری را یادگرفته‌ام بلکه در این زمینه برای خودم صاحب نظری هستم. در واقع سرعت بخشیدن به یادگیری و فشرده سازی آن به یکی از ارکان ذهنی ما یادگیرندگان تبدیل شده است. البته این گفته‌ها به معنی نفی دسترسی سریع و آسان و در همه حال نیست بلکه نفی این برداشت است که دسترسی داشتن با یادگرفتن، دانستن و فهمیدن فرق دارد. خوب تا اینجا این تمام دانش من در این باره است. کم کم به فراخور حال و دریافت و فهم محتوا سعی خواهم کرد با مشارکت شما خوانندگان تاریاد بر غنای محتوا بیفزایم. فقط در پایان دوست دارم فهرستی از عوارض نگاه به یادگیری با این برداشت و مدل ذهنی:سرعت یادگیری؛ هر چه سریعتر؛ بهتر را به مرور تنظیم نمایم. خوشحال خواهم شد شما هم به این فهرست چیزی بیفزایید.

از عوارض چنین نگاهی می‌توان به:

ـ ایجاد توهم دانایی در حین نادانی

ـ سطحی سازی محتوا و پایین آوردن سطح و عمق محتوا تا آستانه‌ی من مخاطب

ـ …

 

 

 

پس نوشت ۱:

زمانی که می‌خواهیم صرف یادگیری سریع و فشرده‌ی یک موضوع یا مطلب بسازیم ته مانده‌ی همه‌ی زمانهایی است که می‌توانستیم صرف آموزش و یادگیری خویش نماییم و  از آن غافل ماندیم!

تفکر سرعت بیشتر بهتر، زمانی به شدت آسیب‌زا است که ما به عنوان یک آموزشگر و معلم از همین دیدگاه به آموزش و یادگیری کودکان بنگریم  یعنی: سرعت یادگیری: هر چه سریعتر؛ بهتر!

پس نوشت ۲:

مطلب زیر را از کانال تلگرام آقای علیرضا تبریزی برداشتم و چون احساس می‌کنم به نوعی با بحث فوق همپوشی دارند آن را اینجا نقل می‌کنم:

“سندرم «نتیجه فوری»

موفقیت نا‌محدود در۲۰ روز!
چاقی و لاغری در سه روز!
بدون زحمت پولدار شوید!
یادگیری ۳۵ زبان دنیا در ۱۰ روز!
ترک اعتیاد فوری بدون درد در ۴۵ روز!
با ۶۸ ثانیه تمرکز به آرزوهای خود برسید و … !
سندروم «نتیجه فوری» گریبان جامعه ما را گرفته است.
آن قدر درگیر «جنون سرعت» برای رسیدن به خواسته‌هایمان هستیم که دوست داریم همه این تبلیغات عجیب را یکجا باور کنیم!
این پیام‌های تبلیغاتی همگان را دچار نوعی بیماری به نام «سندرم نتیجه فوری» کرده است. جدای از تاثیرات آن در تمام حوزه های زندگی، این نوع نگرش تاثیر بسیار بدی بر روی تمرکز و نحوه مدیریت ما بر زندگی می گذارد.
هیچ کدام از این ها واقعیت ندارد.
موفقیت آسان، ساده و سریع! فقط در کتاب های علمی تخیلی یافت می شود.
حتی گاهی می بینیم که در کتاب های موفقیت یا مدیریت، بیان می کنند که موفقیت یک سازمان حاصل یک ایده خلاقانه سریع بوده و سازمان یک شبه ره صد ساله را طی کرده است. حتی اگر سازمان در کوتاه مدت به منفعت های اساسی برسد، پشت آن تصمیم سال ها تجربه و دانش خوابیده است و در ضمن حفظ نتایج آن در بلندمدت خود کار دشواری است.
واقعیت آن است که موفقیت های چشم گیر و پایدار حاصل سخت کوشی، تلاش، تداوم ، نظم و انتخاب های دردناک است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 2 =