یک جایی آقای محمدرضا شعبانعلی جمله‌ی خوبی دارد و می‌گوید: “ساده گفتن، مهم‌ترین نشانه‌ی عمیق فهمیدن است.”این جمله را  اینجا گفته است.

این جمله‌ی خوب می‌تواند خیلی از جاها به ما کمک کند و در واقع به دادمان برسد و به ندرت می‌توان فضایی یافت که ساده گفتن بد باشد و اگر هم چنین جایی موجود باشد مطمئن باشید آنجا کلاس درس نیست! ما معلمان و آموزشکاران در سطح وسیع متاسفانه به علت‌هایی قادر به ساده گویی نیستیم. مهم‌ترینش شاید این باشد که خودمان هم لذت عمیق فهمیدن را نچشیده‌ایم و  مفاهیم را به زبان خویش نمی‌فهمیم. شاید هم احساس کنیم مخاطب ما و دانش‌آموزان و دانشجویان با شنیدن سخنان ساده و علم و دانش ملموس ما به دانایی ما شک خواهند کرد و نادانمان خواهند پنداشت! گاهی وقت‌ها هم برای کلاس گذاشتن و پوشاندن توهم دانایی خویش از ساده گویی می‌ترسیم. فکر کنم حالا شما هم دلایل بیشتری می‌توانید بیاورید برای این مشکل.

خوب این مقدمه‌ای بود برای اصل بحث و نتیجه این‌که: ما معلمان و آموزش‌دهندگان به احترام یادگیری و به خاطر یادگرفتن ضروری است در این مسیر گام برداریم و شهامت روبرو شدن با عوارض ساده‌گویی را داشته باشیم. فکر کنم یادگیری آن قدر ارزش دارد که این بار خاطرش را بگیریم! (به خاطرش این کار را انجام بدهیم.)

بعد چند جایی که سرک کشیدم چیزهای جالبی در این باره خواندنم که دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم. البته این از مزایای یادگیری تطبیقی است که این روزها گه گاهی بهم سر می‌زند و باعث می‌شود از حوزه‌های غیر مرتبط  و شاید هم به ظاهر غیر مرتبط و در اصل مرتبط، اگر چیزی می‌بینم یا می‌خوانم چند سؤال از خودم بپرسم که:

آیا این مفهوم در حوزه‌ی آموزش و یادگیری می‌تواند مصداقی داشته باشد؟

به کدام موضوع می‌تواند مرتبط باشد؟

فواید به کارگیری این دانش در حوزه‌ی تخصصی من چیست؟

یک از یافته‌های جالب مرتبط در این زمینه  این است که  آقای جان مائدا  که طراح گرافیک، نویسنده و استاد دانشگاه است؛ در کتابی به نام Law of Simplicity ده قانون را برای ایجاد سادگی شرح داده است:

قانون ساده‌سازی به روایت جان مائدا:

  • کاهش : ساده‌ترین راه سادگی کاهش اجزا است.
  • دسته‌بندی : دسته‌بندی باعث می‌شود که سیستم از اجزای کمتری به نظر برسد.
  • زمان : هر چه زمان دستیابی کمتر شود سیستم ساده‌تر می‌شود.
  • آموزش : یادگرفتن هر سیستم پیچیده‌ای استفاده از آن را آسان می‌کند.
  • تفاوت : سادگی در مقابل پیچیدگی معنا پیدا می‌کند.
  • زمینه: محتوای موجود در حاشیه سادگی قطعا در راستای متن سادگی به ارائه محتوا کمک می‌کند.
  • احساسات : ایجاد احساسات به وسیله رنگ‌ها، تصاویر موثرتر از متن‌های ساده است.
  • اعتماد : کاربردپذیری عامل سادگی و ارمغان آور اعتماد است.
  • شکست : تلاش برای ساده‌سازی همیشه موفقیت آمیز نیست ولی کشف جدیدی است برای ساده‌سازی‌های آینده.
  • تنها یکی: حذف اطلاعات بدیهی و قابل پیشبینی و اضافه کردن اطلاعات معنادار.

یک توضیح تکمیلی: این قوانین تا آنجا که من می‌فهمم؛ تنها مرتبط به حوزه‌ی گرافیک و طراحی نرم افزار نمی‌باشد. و می‌شود به حوزه‌های دیگر هم سرایتش داد. از جمله تطبیق این قوانین با حوزه‌ی آموزش و یادگیری و بخصوص آموزش کودکان، در آموزش یک مفهوم یا محتوا در کلاس درس.  این چیزی است که می‌تواند بر فرایند یادگیری اثر بخشی داشته باشد و لذت یادگیری را به کودکان بچشاند.

 

در سایت گزاره‌ها هم این قانون با تقسیم بندی به سه گروه  انتشار یافته است که به خاطر جذاب بودن و دست اول بودن محتوا در این زمینه اینجا بازنشر می‌گردد:

در این‌که پیچیدگی یکی از مشکلات پیش روی بشر در همه‌ی ساحت‌های زندگی است؛ شکی وجود ندارد. تا به امروز راه‌کارهای مختلفی برای مقابله با پیچیدگی و کاهش آن ارائه شده است. شاید یکی از جالب‌ترین آن‌ها، قوانین ساده‌سازی جان مائدا باشند. او یک طراح گرافیک، استاد دانشگاه، مهندس نرم‌افزار و نویسنده است که در زمینه‌ی گرافیک رایانه‌ای و البته قوانین نوآوری و خلاقیت تحقیق و فعالیت می‌کند.  مائدا در سال ۲۰۰۶ کتابی با عنوان “قوانین ساده‌سازی” منتشر کرد. (سایت کتاب)

در این کتاب وی براساس یک پروژه‌ی تحقیقاتی ۱۰ قانون ساده‌سازی زندگی را در عصری که پیچیدگی روزافزون، به یکی از اصول ثابت زندگی بشر تبدیل شده است بیان کرده است. آقای مائدا ۱۰ اصل خود را در سه دسته تقسیم‌بندی‌ نموده است:

  • گروه اول: ساده کن! شامل سه اصل:
  • کم کن: کاهش هوشمندانه.
  • سازماندهی کن: ترکیب چیزهای زیاد در قالب یک چیز.
  • تنها یکی: روی چیزهای معنادار تمرکز کن.

سه اصل این گروه در کنار هم یعنی: تعداد عناصر مسئله را کم کن و آن‌ها را با هم ترکیب کن تا بر یک ایده‌ی معنادار متمرکز شوی!

  • گروه دوم: یاد بگیر! شامل چهار اصل:
  • تفاوت‌ها: پیچیدگی را بپذیر!
  • یاد بگیر: دانش باعث ساده‌سازی می‌شود.
  • شکست: براساس چیزهای خیلی ساده، پیچیدگی را ساده کن!
  • زمینه: تصویر بزرگ‌تر را درک کن!

چهار اصل این گروه در کنار هم یعنی: پیچیدگی واقعیتی است که وجود دارد. پس ضروری است که به‌صورت دائمی یاد بگیریم تا بتوانیم با در ذهن داشتن تصویر بزرگ از موضوع ساده‌سازی را انجام دهیم!

  • گروه سوم: ارتباط برقرار کن! شامل سه اصل:
  • زمان: کاهش زمان، ارزش‌مند است.
  • اعتماد: ساده‌سازی اعتماد ایجاد می‌کند.
  • احساسات: ساده‌سازی ارتباط ایجاد می‌کند.

سه اصل این گروه در کنار هم یعنی: با استفاده از ساده‌سازی در طراحی، ایجاد ارتباط با مشتری از طریق ارائه‌ی منافعی چون: صرفه‌جویی در زمان، ایجاد اعتماد و ارتباط احساسی ممکن می‌شود.

می‌توانید کتاب استاد را از این‌جا در قالب فایل PDF دانلود کنید.

 

ـ  امیدوارم بتوانیم از قانون ساده سازی جان مائدا در آموزش و یادگیری کودکان بهره ببریم. لطفاً اگر اطلاعات تکمیلی در این زمینه داشتید آن را با ما در میان بگذارید تا آن را با هم به اشتراک بگذاریم. و اگر هم یکی از این قوانین را در تدریس خویش به کار گرفتید خوشحال می‌شویم از نتایج عملکرد و   تجارب شما آگاه شویم.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *