نوبت به معرفی یکی دیگر از مجموعه‌های جذاب تاریاد رسیده است. “مجموعه جدول کلمه‌یابی”
محتوای مجموعه‌ی کلمه‌یابی، از کلمه‌های مهم املایی و درسی کتاب فارسی دوم دبستان از درس نخست تا پایان درس دهم (درس هنرمند) انتخاب شده است؛ که شامل 15 جدول کلمه‌یابی و کلمه‌سازی است.
کودکان برای یافتن حروف سازنده‌ی کلمه‌ها در جدول، با دقت بیشتری به حروف و نشانه‌ها می‌نگرند و آنها را با علاقه دنبال کنند و مدام به تکرار آنها و خواندن ترکیب‌های متوالی دست می‌زنند؛ تا کلمه را کامل بیابند ودور آن خط بسته بکشند.
این فعالیت در یادگیری نمادهای نوشتاری، یعنی حروف و تثبیت کلمه‌ها در حافظه‌ی کودکان موثر است.
همچنین علاوه بر تازگی و جذابیت خاصی که این مجموعه دارد، (که آن را خواستنی و دوست‌داشتنی نموده است.) پرورش حافظه‌ی دیداری، توالی دیداری و دقّت و توجّه از دیگر مزایای کاربست این مجموعه می‌باشد.

برای کودکانی که در خواندن کلمه‌ها و در ترکیب حروف مشکل دارند؛ این مجموعه می‌تواند کمک‌رسان باشد.
و در نهایت رفع مشکلات املایی مرتبط با حوزه‌های فرایندی فوق، از دیگر عواید مجموعه‌ی کلمه‌یابی و کلمه ‌سازی است.
بیشتر از این منتظرتان نمی گذارم  و صفحاتی از این مجموعه را با شما به اشتراک می‌گذارم.


چنانچه دوست داشتید این مجموعه را به صورت کامل دانلود کنید به ” مجموعه  جدول کلمه‌یابی ” بخش فروشگاه محصولات دانلودی سایت مراجعه فرمایید.

دانلود بخشی از این مجموعه به صورت رایگان 

ـ مشخصات

ـ عنوان: جدول کلمه‌یابی

ـ کد: 0060

ـ نوع فایل: PDF

ـ حجم: 570 KB

ـ سایز: A4

ـ تعداد صفحات: 5

ـ دانلود: رایگان

این دوره‌ی غیرحضوری در سال 1396 برگزار گردید و فعلاً برگزار نمی‌گردد.

خبر خوب اینکه
یک دوره‌ی آنلاین ویژه در راه است.

“دوره‌ی آنلاین رفع مشکلات املایی کودکان”

از ویژگی‌های خاص این دوره

ـ یک: به صورت انفرادی و خصوصی برگزار خواهد شد.

به صورت عملی به مشکلات املایی دانش‌آموز (معلمش هستید) یا فرزندتان (پدر یا مادرش هستید) خواهیم پرداخت. (با روشهای آموزشی و درمانی کاملاً شخصی‌سازی شده برای هر کودک.)

ـ دو: طول دوره ۳۰ روز خواهد بود. یعنی به مدت یک ماه به صورت پیوسته (از تشخیص تا درمان مشکل) در کنارتان خواهیم بود و به صورت مستمر به شما راهکار و بازخورد ارائه خواهیم داد.

این دوره توسط کمال بهرنگ کارشناس یادگیری کودکان (دارای بیش از بیست سال سابقه‌ی فعالیت در زمینه‌ی آموزش و یادگیری کودکان) اجرا خواهد شد.
برای دیدن رزومه‌ی اینجانب‌‌‌ بخش مستندات سایت اینجا را ببینید.

ـ سه: دیگر ویژگی این دوره تضمینی بودن آن است. شما از قبل با خدمات و محصولات تاریاد آشنایی دارید و می‌دانید که همه‌ی آنها گارانتی بازگشت وجه را دارند.

دوره به صورت آنلاین برگزار خواهد شد و مسیر ارتباطی ما تلگرام و یا ایمیل خواهد بود. یعنی محتوای دروه، انواع روشهای آموزشی و درمانی در قالب عکس، فیلم، فایل صوتی، انواع کاربرگ pdf و… به صورت مستمر برایتان ارسال خواهد شد.

ـ چهار: این دوره در واقع یک کلاس آنلاین برای شما خواهد بود و بعد از پایان دوره، در زمینه‌ی اختلال دیکته (شناخت و رفع مشکلات دیکته‌نویسی کودکان) توانمند خواهید بود.

ـ پنج:  در طول دوره به صورت پیوسته و مرتب از ما بازخورد خواهید گرفت‌ و چون آنلاین است؛ برای همیشه به محتوای دوره دسترسی خواهید داشت.

پذیرش کاملاً محدود است.

 

اولویت با کسانی است که پیش ثبت‌نام را زودتر انجام بدهند.

جهت پیش ثبت‌نام، همین حالا نام و پایه‌ی کودکتان را به آی‌دی @kamalbehrang بفرستید.

در طول دوره، طبق برنامه‌‌ در هر جلسه، محتوای مورد نیاز برای شما ارسال خواهد شد.
این محتوا اختصاصی شما خواهد بود و شامل:

فرم‌های تشخیصی و ارزیابی‌های اولیه،

انواع کاربرگ در قالب فایل pdf،

عکس،

فیلم،

فایل صوتی

و سایر محتواهای دیگر خواهد بود.

که دربرگیرنده‌ی روشهای آموزشی، درمانی و تقویتی خواهند بود.

در هر جلسه دستورالعمل اجرایی برای شما ارسال خوهد شد و شما طبق دستورالعمل، فعالیت‌ را همراه با کودک یا دانش‌آموز خویش انجام خواهید داد و نتیجه را برای مجری دوره ارسال خواهید کرد.

محتوای ارسالی شما می‌تواند عکس، فایل صوتی و فیلم باشد. بازخوردهای لازم به شما داده می‌شود و محتوای شخصی سازی شده‌ی آموزشی، درمانی و تقویتی برای رفع مشکلات املایی فرزندتان/ دانش‌آموزتان ارسال خواهد شد. (در یک بازه‌ی زمانی یک ماهه تا چهل روزه).

به صورت مستمر و پیوسته از طریق ارتباط شخصی تلگرام یا ایمیل با شما در ارتباط و تعامل خواهیم بود.

تضمن دوره:
تضمین دوره همین بس که بعد از گذراندن دوره شهریه از شما دریافت می‌شود. رضایت نداشتید؛ پرداختی لازم نیست.
( به آنچه انجام می‌دهیم؛ عمیقاً باور داریم.)

تجارب موفق چند ساله‌ برابر است با اطمینان به اثر بخشی دوره و اعتماد به رضایت شماست.

پرسش‌های شما:

آیا این دوره مختص یک دانش‌آموز است یا می‌توانم چندین نفر را همزمان معرفی نمایم؟

چون روشهای درمانی و آموزشی فردی سازی می‌شوند و متناسب با یک کودک دانش‌آموز طراحی محتوا داریم؛ در نتیجه شرکت در دوره برای یک نفر امکان پذیر است. و فقط شهریه‌ی یک فرد از شما گرفته می‌شود. البته می‌توانید از روش، رسانه‌ها و محتوای دریافتی برای کمک به سایر کودکان و دانش‌آموزان دیگر نیز بهره ببرید.

در واقع یک کارگاه عملی برای معلمان و افرادی است که با تعداد زیادی کودک و دانش‌آموز سر و کار دارند.
در واقع فرصت کم‌نظیری است.

این دوره فعلاً برگزار نمی‌گردد.

 

 

 

پیش‌نوشت:
در کانال تاریاد متن زیر را تحت عنوان “از نامناسب‌ها” منتشر ساختم.
از “نا”مناسب‌ها
اگر همواره منتظر فرصت مناسب بمانید. یعنی دارید این فرصتهای ناچیز، دم دستی و به اصلاح “نا”مناسب را از دست می‌دهید. چه بسا بسیاری از آنها همان فرصت مناسب شما هستند و شما آنها را “نا”مناسب می‌پندارید.
چه خوب می‌شد که هر فرصتی مناسبت یا “نا”مناسبتی خویش را با صدای بلند اعلام می‌کرد. اما متاسفانه فرصتها اعلام قبلی ندارند و یکی یکی از جلو چشمانتان رژه می‌روند و باز نمی‌گردند و در انتها فرصت ناچیزی خواهد ماند که ناگزیرید مناسبش بپندارید. البته اگر خیلی خوش شانس باشید و به خودتان بیایید و گرنه آن هم برچسب “نا”مناسبی خواهد خورد و از دست خواهد رفت و آینده، همان فرصت مناسبی است که هرگز سر نخواهد رسید.
پس راحت باشید و از همین لحظه و همین امروز، خوب بودن و رشد کردن را شروع کنید بی‌شک خیلی از همین فرصتهای “نا”مناسب، تغییر چهره خواهند داد و بدون “نا” مناسب احوالتان خواهند شد.

  Sara که یکی از همکاران و مخاطبان خوب تاریاد است برایم نوشت:

ـ خوددون چ میکنید برای این ” نا” هایی ک سر هر چیز میگذاریم از جمله فرصت
ـ سوال سختی پرسیدید. برسم فکرهامو رو هم بریزم براتون می‌نویسم
ـ ممنونم
ـ بذار فرصت مناسب پیش بیاد
ـ اینو بذارین کانالتون ببینن چ کسی این متنو نوشته!
ـ حالا که دستم رو شده؛ فکر کنم مجبورم زودتر در مورد “نا”هایی که سر هر چیز و از جمله فرصت می‌گذاریم؛ بنویسم.
 ( البته همراه با این نوشتار چندین شکلک تعجب و تلطف و لبخند و قهقهه نیز رد و بدل شد).

خوب حالا فرصت شد تا جوابهایم را بنویسم؛ آنها غالباً مبتنی بر تجربیاتم هستند. امیدوارم از آن چیز بدرد بخوری گیرتان بیاید و اینجا هم در سایت جلو چشم باشد؛ بعدترها شاید مرورشان کمک‌رسان باشد.
قبلش یک توضیح: در نوشتار فوق ” خوب بودن و رشد کردن” در کنار هم آمده‌اند. به این خاطر که این دو را لازم و ملزوم یکدیگر تشخیص داده‌ام.

اینهایی که می‌نویسم به ترتیب اولویت نیستند؛ بلکه به ترتیب یادآوری است.
نخست: از کارهای مناسبی که امسال انجام می‌دهم این است که با سرعت زیادی به سمت کتاب رفته‌ام (توجه و استقامت در نگاه کردن به کتاب) و با خرید جدیدترین منابع به روز در حوزه‌ی علاقمندی‌هایم سعی دارم در حد جابجایی چند سانتی‌متری هم باشد؛ جغرافیای ذهنی‌ام را گسترش دهم. تقریباً در موقعیت‌های مناسب مثل مهمانی و سرکار و نامناسب مثل صف انتظار پزشک بخصوص دندانپزشکی یا متخصصان عالی است، یک کتاب همراهم است و اگر همراه اول با تلگرامش بگذارد؛ بیشتر با همراه دومم به سر می‌برم. گاه پیش می‌آید یک هفته کتاب را با خودم تقریباً به همه جا می‌برم و خیلی هم کند پیش می‌روم؛ اما هر چه هست، دوست ندارم فعلاً کتاب مرا ترک کند.

دوم: اینکه به بعضی از فعالیت‌ها، درخواست‌ها، کارهای گروهی و پیشنهادات “نه” گفته‌ام. یا بهتر بگویم به انتخابهای زیبا و فریبنده‌ای نه گفته‌ام حتی مواردی که ممکن است بعداً از انتخاب نکردنشان ناراحت باشم. قبلاً خیلی به ندرت می‌توانستم نه بگویم و حالا هم هر چند از خودم راضی نیستم اما فکر کنم روند رو به رشدی دارم و دارم خودم را با انتخابهایم محدود می‌کنم. این کار باعث شده است که به طور محسوسی از نامناسب‌ها را به مناسبها بیفزایم.

سوم: انگیزه‌ام را در سطح خوبی حفظ کرده‌ام؛ هر چند سخت است و به نوعی مبارزه محسوب می‌شود، خصوصاً غلبه بر وسوسه‌ی “این همه خواندی و نوشتی که چی؟”

چهارم: مدیریت حاشیه‌ها در حوزه ی شغلی و کاری و به اصطلاح سیستم کنونی که در آن فعال هستم ( آموزش ـ پرورش) ‌سعی کرده‌ام با سیستم در نیفتم. یک تعهد یکطرفه که به شدت به آن پایبندم، اینکه بتوانم بی سر و صدا به علاقه‌هایم برسم؛ برای هر دوی ما بهتر است. حتی چند مورد به همکاران پیشنهاد داده‌ام که خودتان سیستمی کوچک باشید در داخل سیستم بزرگ. نه یک چرخ‌دنده‌ی کوچک لای سیستمی عظیم که هر لحظه امکان شکستن دندانه‌هایتان و درو ریختنتان (تحت عنوان بازنشستگی) وجود دارد. سعی کنید انرژی‌هایتان را به بهترین وجه هزینه کنید. چون به شدت با کمبود منابع روبرو هستیم و هر لحظه امکان قطع همیشگی آن وجود دارد.

پنجم: ‌برون ریزی ایده‌ها و دیدگاه‌ها، هر چند خام، نارس و شاید هم نادرست. تقریباً ترس چندانی از اظهارشان و از آن مهم‌تر از نادرست بودنشان ندارم. این باعث شده است که در نوشته‌های سایت و یا حتی شبکه‌های اجتماعی و مشاوره‌های خصوصی و عمومی آن‌ها را بیان می‌کنم. ( آنچه را که تا آن لحظه درست می‌پندارم و لازم تشخیص می‌دهم).

ششم: عملی کردن ایده‌ها و طرحهایم و دست برداشتن از ایده آل‌گرایی و کمال‌گرایی. همین سایت تاریاد، نوشته‌ها و طراحی‌ها، نمونه‌هایی از خروجی‌های عمل‌گرایی است.
هفتم: محدود کردن مطالعات و فکر کردن‌هایم در یک زمینه‌ی خاص، همزمان که به آنها تنوع داده‌ام. هر چند در هیچ زمینه‌ای خاص نیستم. ( همان آموزش و یادگیری به سبک T در زمینه‌های زیادی مطالعه کن، یادگیری داشته باش اما در یک زمینه‌ی خاص، خیلی خاص شو).

هفتم: خود را مقید کردن به نوشتن. جالب است بدانید نوشتن یک مهارت است، این یعنی اگر زیاد بنویسید، به خوبی رشد می‌کنید. همین نوشتن و از آن مهم‌تر که نوعی”عادت‌سازی” است؛ می‌تواند ما را در زمینه‌های دیگر کمک رسان باشد و در نهایت یک بستر مناسبی برای رشدتان فراهم می‌شود. موقعیت‌های مناسب مستقیم به دنبالمان نمی‌آیند و دنبالمان هم نمی‌گردند و این برای خود ما هم صادق است یعنی چشم در چشم موقعیت‌ها بخواهیم مناسب و نامناسب سوا کنیم امکان‌پذیر نیست. غالباً مناسب بودن‌ها در جایی و زمانی دیده‌می‌شوند که انتظارشان را نداریم. پس چه بهتر که هموراه مقدمات داشتنشان را فراهم سازیم. این مقدمات برای یکی می‌تواند نوشتن باشد، برای فردی دیگر ممکن است فعالیتی هنری و یا صنعتی باشد.

پس‌نوشت: درست است که از کلمه‌ی “نامناسب” تا “مناسب”، یک هجا و دو حرف “نا” فاصله است؛ این اشارتی بر سهل‌الوصول بودن و آسان بودن تبدیل “نامناسب” به “مناسب” بر روی کاغذ و در عالم حرف و کلمه است. هیچ تضمینی بر سادگی همین تغییر و تبدیل در دنیای واقعی وجود ندارد. اگر هم باشد هیچ بعید نیست این “مناسب” ها باشند که به “نامناسب” تبدیل می‌شوند. لطفاً مواظب باشیم.
این مجموع یادآوری‌هایی است که فعلاً به خاطرم می‌رسند. حق ویرایش و اضافه‌کردن تجارب دیگر برای همه‌ی ما محفوظ است.
شما هم اگر تجربه‌ی مشابهی دارید؛ آن را با ما به اشتراک بگذارید.

پیش نوشت: در تاریاد به املای ابداعی اشاره داشتیم. این گونه نوشتار مخصوص کودکانی است که به مدرسه آمده‌اند و نام دانش‌آموز را بر آنها نهاده‌ایم. جهت کسب اطلاعات بیشتر  در مورد این گونه املا می‌توانید به پست  املای ابداعی مراجعه کنید.

امروز می‌خواهیم به نوشتن خرچنگ قورباغه‌ای کوچولوهای خردسال بپردازیم معادل باکلاسش می‌شود: مکتوب سازی و بیان کتبی احساسات. کودکان در این سنین نقاشی‌های خط خطی می‌کشند گاهاً این کودکان با الگوبرداری از رفتار بزرگترها و دیدن متون نوشتاری کتابها و مجلات می‌خواهند به نوشتن دست بزنند.
اگر شما نیز کودکی چهار ـ پنج ساله دارید و کودکتان خواهان نوشتن و الگوبرداری از متن کتابها است. بگذارید کودک به سبک خود، این گونه نوشتن را تجربه نماید. این گونه نوشتن تنها یک قانون دارد؛ آن هم اینکه کودک هر چیزی را به هر طریقی بنویسد؛ قابل قبول و درست است و ما هیچ گونه اما و اگر و قید و بندی در اجرا و نتیجه نداریم. در واقع اگر ما بزرگترها بگذاریم کودکان با خلاقیت راههای ارتباطی را کشف خواهند کرد و یا آنها را خواهند ساخت.


در این گونه نوشتار هدف فرایندی است که طی می‌شود و کودک در مدت زمانی که مشغول نوشتن است از اینکه می‌تواند بیانی کتبی داشته باشد و صورت کتبی احساسات خویش را نوآورانه رسم نماید لذّت کافی را خواهد برد. حتی شاید کار به جایی برسد که کودک بخواهد آنچه را که نوشته است را بخواند و خطوط نگاشته شده را با قدرت قوی تخیل خویش برای ما معنی کند و از آن حرف بزند. در این گونه موارد شنونده و ترغیب‌کننده‌ی خوبی باشید. به هیچ وجه دنبال نتیجه یا ویرایش کار کودک نباشید. قانون و دستورالعملی را به کودک القا نکنید. همین که کودکان دست به چنین فعالیت ابتکاری و نوآوارنه می‌زنند کافی است. بگذارید کودکان بستر و ابزار نوشتن را نیز خودشان انتخاب کنند مگر اینکه بدانید خطری متوجه آنان است که در این صورت با پیشنهادهای جایگزین می‌توانید آنها را ترغیب (نه وادار) به تغییر نمایید.

ضمناً خوب است بدانیم این گونه فعالیتهای به ظاهر بی معنی و یا ساده ( البته از نظر ما بزرگترها ) و این خط خرچنگ قورباغه‌ای به پرورش مهارتهای حرکتی ظریف دست کودکان و کنترل بهتر ماهیچه‌ها و حرکات انگشتان خواهد انجامید. همچنین رشد هماهنگی دیداری حرکتی را به همراه خواهد داشت. با تشویق ما بزرگترها و درک کودکان، انگیزه‌ی کودکان برای ترسیم صورت کتبی حروف و کلمه‌ها (‌که در واقع خروجی تصویری احساسات کودک هستند) افزایش خواهد یافت و این سطح بالای انگیزه به مانند منبعی پشتیبان در جهت سایر فعالیت‌های آتی کودک نقش مؤثری را بازی خواهد کرد.

پس نوشت یک: تصاویر این پست چند نمونه دست‌نوشت از فرزند 5 ساله‌ام هستند که سر صبحی ازم خودکار خواست و یک تقویم جیبی هم گیر آورده بود و می‌گفت می‌خواهد در صفحات یادداشت آن بنویسید.
پس نوشت دو: ظهر که ظاهراً از نوشتن خسته شده بود پیشم آمد و گفت: من خیلی نوشتم تو هم بقیه‌اش را برام بنویس.
۵ سطر آخری را نوشتم.
فکر کنم بیشتر وقت بگذارم؛ مشق نویس خوبی خواهم شد؛ مگه نه؟


 

وقتی کتابی را می‌خرید نخستین صفحه‌ی داخلی کتاب را امضا و تاریخ بزنید، بعد از خواندن کتاب صفحه آخر را هم تاریخ و امضا بزنید.
حالا تاریخها را با هم مقایسه کنید. چون این فاصله رابطه‌ی مستقیمی با کتابخوان بودن یا نبودنتان دارد؛ همان رازی است که از آن حرف می‌زنم. هر چقدر فاصله‌ی دو تاریخ از هم کمتر باشد این یعنی هنوز زنده‌اید و سر ساعت به روحتان غذا می‌دهید و هر چه قدر این فاصله‌ بیشتر باشد یعنی شما و کتاب بیشتر از هم فاصله گرفته‌اید.
همچنان که حاضرید پول حداقل یک و شاید هم دو کتاب را بدهید و یک وعده غذا برای جسمتان تهیه کنید. آیا حاضرید برای روحتان هم سفارشی داشته باشید؟
با خوشحالی جواب بیشتر ما “بله” است و راضی از این شناخت و تشخیص لابد لبخندی نیز بر لب خواهیم نشاند.
اما بگذارید به ادامه‌ی ماجرا هم بپردازیم هر چند که ممکن است این لبخند را بر لب بخشکانیم.
غذا را نیم ساعته می‌خوریم، چند ساعته هضم می‌کنیم و تقریبا یک روزه تمامی سلولهای بدن از وجود آن آگاه می‌شوند.
آیا حاضریم سفارش روحمان را نیز چندساعته یا یک روزه صرف کنیم؟
جواب تلخ اینجاست؛ تعداد معدودی از ما برای روحمان غذا می‌گیریم و تلخ‌تر آنکه تعداد انگشت شماری هستیم که آن را صرف می‌کنیم. بیشترین سهم را از کتاب، کتابخانه‌ها می‌برند با سکوت و گرد و غباری که بر کتابها می‌نشانند؛ نقاب از چهره‌ی کتاب نخوان ما برمی‌دارند و ما را عریانتر از همیشه آشکار خواهند کرد.
با چشم پوشی از این درد، که فقط تعداد معدودی از سلولهای بدن از خواندن کتاب خبردار می‌شوند که بیشترین آنها نیز ناگزیر همان سلولهای چشم هستند.
بگذارید اعترافی بکنم هر چند که تلخی‌ رفتار امروزین و فراموشی عادت دیرین، شیرینی‌اش را کم رنگ کرده است. کتابهای زیادی بودند که وقتی به دستم می‌رسیدند تاریخ اول و آخر آنها یکی بود یا حداکثر چند روز و یک هفته از هم دور بودند. اما امروز دیگر چنین چیزی وجود ندارد. هر چند به عادت مالوف اول کتابها را تاریخ و امضا می‌زنم. اما اینکه همان روز یا همان هفته پای صفحه‌ی آخرشان امضا بخورد؛ سالی به یکی دو مورد می‌رسد؛ فکر کنید هفته‌ای یکبار غذا بخورید و بعد هم کارت باشگاه پرورش اندام را جیب داشته باشید.
راز این است، اگر می‌خواهید رشد کنید بهترین غذای روحتان را از بهترین رستوران شهر و از دست بهترین سرآشپزها تحویل بگیرید و آن را با ولع تمام بخورید. بی‌شک خوردن یک کیلو کاغذ، آن هم برگ برگ، سطر به سطر و کلمه به کلمه، در یک روز و در نهایت در یک هفته اگر شما را اگر قوی و نیرومند نسازد؛ حداقل نشانه‌ای از علامت حیات شما خواهد بود. بعد از مدتی به جایی می‌رسید که کم کم می‌توانید فکر کنید و بیاندیشید. فکرش را بکنید؛ این بزرگترین لطفی است که می‌توانید در حق خویش بکنید، خود را از رشد سرشار سازید.
رازی که از آن حرف زدم، امیدوارم برای شما جزو بدیهیات باشد تا یک راز. اما راز نهایی این است که زندگی ما همواره به دو دوره‌‌ی ماقبل و مابعد کتاب تقسیم خواهد شد. آیا همچنان می‌خواهیم در دوره‌ی ماقبل کتاب بمانیم؟

پس‌نوشت: به احترام روزهای خوشی که تاریخ اول و آخر کتاب‌ها یکی بود، این پست را نوشتم.

 

پیش نوشت1: این مجموعه فرم و کاربرگ ویژه‌ مراکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه‌ی یادگیری طراحی گردیده است.
پیش‌نوشت 2: این مجموعه را در گروه تخصصی مشکلات ویژه‌ی یادگیری به اشتراک گذاشته‌ام.

برای هر کدام از کاربرگهای این مجموعه توضیحی کوتاه به صورت فایل صوتی ارسال کردم که در اینجا همان نمونه فرمها با توضیحات صوتی منتشر می‌گردند و در انتها این مجموعه کاربرگ تشخیصی به صورت pdf تقدیم‌تان خواهد شد.

 

این مجموعه متشکل از تعدادی فرم و کاربرگ است که در فرایند تشخیص و کاربست روشهای درمانی و آموزشی کاربرد دارند. امید که با به اشتراک‌گذاری تجارب خویش با هم‌دیگر بتوانیم، ویرایش‌های جدیدی از آن ارائه دهیم و با طراحی خلاقانه و اثر بخش بتوانیم به اطلاعات جامعی جهت ارزیابی و تشخیص مشکلات یادگیری کودکان دسترسی داشته باشیم.
هر چند این مجموعه جهت استفاده در مراکز ویژه‌ی مشکلات یادگیری طراحی شده است. اما در صورت لزوم و با کاربست راهنمایی‌های لازم، آموزگاران نیز می‌توانند از تعدادی از آنها در طول سال‌تحصیلی و در جهت تشخیص مشکلات آموزشی و یادگیری کودکان استفاده نمایند.
تعدادی از فرم‌های این مجموعه به صورت کاملاً اختصاصی توسط تاریاد طراحی و تولید گردیده است و جهت کاربست آموزشی و غیر انتفاعی در سطح مراکز و مدارس در اختیار شما عزیزان قرار می‌گیرد. تکثیر و انتشار آنها به صورت گسترده در قالب کتاب یا دفاتر و…و تجاری سازی آنها منوط به کسب اجازه‌ی کتبی است. تعدادی از کاربرگهای این مجموعه مانند کاربرگ املا  و کاربرگ تحلیل توسط تاریاد چاپ و منتشر گردیده است.

نمونه کاربرگهایی که احتیاج به توضیحات اضافی داشتند را با هم ببینیم.

ـ فرم ارجاع دانش‌آموز به مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه‌ِ یادگیری

 

 

ـ کاربرگ گزارش و نظر معلم

 

ـ کاربرگ املای تشخیصی تکوینی آموزشی پایانی

 

 

ـ کاربرگ تحلیل املا

 

ـ کاربرگ ارزشیابی خواندن الفبای فارسی

 

ـ کاربرگ گزارش نویسی و خلاصه فعالیت آموزشی و درمانی به صورت روزانه

 

ـ کاربرگ فرم جامع گزارش به مدرسه

 

ـ توضیحاتی در مورد چینش کاربرگها در پرونده‌ دانش‌آموزان

در انتها هم مجموعه کاربرگها و فرم های مورد نیاز جهت ارزیابی‌های تشخیصی و بالینی جهت درج در پرونده‌ی کودکان دارای مشکلات ویژه‌ی یادگیری ( اختلالی یادگیری خاص) به صورت pdf  تقدیم حضورتان می‌گردد.

ـ خوب امیدوارم کاربرگها و فرمهای تشخیصی و مشترک پرونده‌ها مورد استفاده‌ی شما همکاران گرامی قرار بگیرد. از آنها استفاده کنید و نواقص و اشکالات و از همه مهمتر پیشنهادات و تجربیات خویش را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید. حتماً‌ در ویرایشهای جدید نظرات خوبتان را اعمال خواهیم کرد.

برای شروعی تازه از سال تحصیلی دو قطعه‌ی کوچک نوشتم. ( عمداً می‌گویم شروعی تازه و نمی‌گویم شروعی دوباره) چون هیچ شروعی دوباره نیست و هیچ‌گاه سال تحصیلی جدید، دوباره آغاز و دوباره مهر نیستند. بازشدن درب مدارس هم بازگشایی نیست، بلگه گشایشی است که هیچگاه نبوده و بعدا هم اتفاق نخواهد افتاد، مگر آنکه واقعاً به عادت بدی دچار شده باشیم و آن تکراری پنداشتن چیزهایی که تکرار پذیر نیستند مثل همین شروع شدنها که هیچگاه تکراری نخواهند شد.

دو قطعه‌ی کوچک، نخست یک شعر میانه اندامی بود که قلع و قمع شد و از آن این دو قطعه‌ی زیبا متولد شدند. ( همیشه این را بدانید شاعران و نویسندگان آثار جدیدشان را خیلی دوست دارند و اگر جرات داشته باشند آنها را شاهکار خویش می‌‌نامند.) گفتم آنها را اینجا به اشتراک بگذارم که بهانه‌ای باشد برای عرض تبریک سال نو تحصیلی

ـ قطعه‌ی نخست: جالب آنکه این شروع، آخرین به همرسی شنبه و شروع ماه مهر و آغاز مدرسه در قرن چهاردهم است.

ـ قطعه‌ی دوم:

درهایتان آبی
آسمانتان ابری
و شعرهایتان ماهی
بهترین روایت پاییز به نامِ
“مِهرماهی‌ها به دریا می‌ریزند.”
به زودی در سراسر کشور

 

در این قطعه هم عبارت ” مِهرماهی‌ها” را به شدت دوست دارم بخصوص وقتی که به دریا می‌ریزند.
خوش به حال شما آموزگاران که شاهد این لحظه‌ی شگفت هستند.

در پست قبلی به صورت کامل و تصویری به کاربرگ املا پرداختیم حال به کاربرگ تحلیل اشتباهات املایی می‌پردازیم. برخی از ویژگی‌های این دو مجموعه مشترک است و به همین خاطر در اینجا به ویژگی‌های اختصاصی کاربرگ تحلیل اشتباهات املایی (تحلیل دیکته) می‌پردازم.

معرفی

عنوان: کاربرگ تحلیل اشتباهات املایی
نسخه‌: 95/12
مشخصات ظاهری:
سایز: A4    ابعاد: 21*30

رنگ زمینه: سفید
کیفیت کاغذ: مرغوب 80
بسته‌بندی: در بسته‌های 100 برگی با قابلیت جداسازی آسان  کاربرگها ( مثل سربرگ ادارای یک طرف چسب خورده است)

رنگ متن: مشکی و آبی  دو رنگ

مزیتها:
ـ طراحی کاملاً اختصاصی توسط تاریاد
ـ درج ریز فهرست مصادیق آموزشی مشکلات املایی کودکان برای نخستین بار


ـ جدول ثبت اشتباهات املایی کودک

ـ طبقه‌بندی و کدگذاری انواع اشتباهات املایی

ـ درج فراوانی و اولویت‌بندی انواع مشکلات املایی برای نخستین بار
ـ محل درج تحلیل و توصیف عملکرد کودک
ـ محل درج راهبردهای آموزشی و درمانی
ـ و یک سورپرایز ویژه و آن هم اینکه با ارائه‌ی راهنمای استفاده و اطلاعات تکمیلی در سایت تاریاد به همراه خواهد بود.
در صفحه اختصاصی سایت به نشانی زیر:
www.taryad.com/emlayar

ـ بسته‌بندی اختصاصی
ـ ارائه‌ی این همه محتوا تنها در یک کاربرگ دقت و زمان ویژه‌ای را می‌طلبد.
ـ درج تیک ارزیابی املای کودک

منفعت‌ها:
ـ صرفه‌جویی در زمان، در کمترین زمان می‌توانید اشتباهات را دسته‌بندی و املای کودک را تحلیل نمایید.
ـ بالابردن قدرت تحلیل اشتباهات املایی
ـ آسان سازی تحلیل اشتباهات برای کارشناسان مراکز یادگیری، معلمان و حتی پدران و مادران در خانه
ـ ارائه‌ی کیفیت بالا در چاپ و کیفیت کاغذ
ـ تحویل پستی و ارسال به سراسر مدارس کشور همراه با فاکتور
ـ قابلیت بایگانی آسان در پوشه‌ی کار کودک
ـ گامی است جهت گسترش توانایی شناخت و طبقه‌بندی اشتباهات املایی از مراکز مشکلات یادگیری به میان جامعه‌ی آموزش و پرورش عادی و خانواده‌ها و در نتیجه ارتقای آگاهی‌های عمومی جامعه در این مورد.

 

این هم فرم تحلیل اشتباهات املایی کودکان

کاربرگ تحلیل اشتباهات املاایی

 

 

 

ـ موجودی چاپ نخست این مجموعه کاربرگ به اتمام رسیده است. و فعلاً موجودی نداریم. چاپ دوم با اعمال ویرایش و تغییراتی در بسته‌بندی در راه است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به آی‌دی: kamalbehrang@ پیام بدهید.

ادامه مطلب …

ایده‌ای که فعلاً دوستش دارم ( همیشه حسم نسبت به ایده‌های جدید اینجوری است چند صباحی که بگذرد، ممکن است سایه‌ی هم را با تیر بزنیم)
متن‌نوشتهایی که دوست دارم در آنها به جنبه‌ا‌ی نایپدا و پنهان از یک موقعیت و چالش بپردازم. چیزی که در گوشه ‌و کنار ما همواره اتفاق می‌افتد و کاملا هم عادی است اما اگر فقط یک بار برگردیم و دوباره ببینیم و به قول سهراب سپهری پرده را برداریم بخش ناپیدای دیگری آشکار خواهد شد و می‌توانیم بیشتر و بهتر بفهمیم شاید آن وقت فرصت بهتری برای ساختن دنیای آبادتری برایمان فراهم شود. آباد نه به معنای سبزی گیاهان و فوران آب چاهها، همین‌که در ذهنمان شعله‌ای بدرخشد و نوری پیدا شود؛ نوعی آبادی است که می‌توان برای همیشه در آن زیست و مسافران و مسافرخانه‌ها را از اذیت خویش رهاند.

برگردیم به بحث این متن را طراحی و در کانال تلگرامی تاریاد و گروه گام به گام اول دبستان به اشتراک گذاشتم. (چند سال دیگر: شما یادتان نیست یک شبکه‌ی اجتماعی بود، اسمش تلگرام بود، آمد و رفت.)

 

همه چیز از یک ایده آغاز شد.

هَی مادرم نگران تکرار می‌کند که پسرم متولد 28م شهریور ماه است و کوچک‌ترین دانش‌اموز کلاس است،

آموزگار نیز سر تکان می دهد و در این غم مادرم را همراهی می کند.

با تقدیم احترام (احترامات هم می نوشتند قدیمترها) جوانترین شاگرد کلاس

بعد در زیر متن از مخاطبان خواستم:
منتظرم، همراهان عزیز از تصویر بالا و از دل متن‌ فوق، مفهوم ظریفی را استخراج کنند.
بهترین نظرها را به اشتراک خواهم گذاشت و بعد از شنیدن نظرات شما؛ در این باره بیشتر حرف خواهیم زد.
?یک کوچولو تقلب/ همه‌ی پیام را در نظر بگیرید حتی اون بخش انتهایی پیام:
با تقدیم احترام…

از به اشتراک گذاری آن یک روز که گذشت نظرات خوبی از همراهان گرامی دریافت کردم که آنها را به صورت کامل در قالب یک فایل pdf در کانال تاریاد به اشتراک گذاشتم. ( از اینجا فایل کامل همه‌ی نظرات را دریافت کنید.) گفتم که کمی بیشتر در این باره حرف بزنیم. تلگرام که جای حرف زدن نیست؛ یعنی هست، بعد درمی‌مانی که حرفهایت کجا رفتند؛ اینجا پیداتر و ایمن‌تر است.
برای دور نشدن از بحث اینجا نظراتی که به هدف نگارنده از طراحی این گفت‌وگو نزدیک بودند آورده می‌شود. بی‌شک در سایر نظرات هم جنبه‌های ناپیدای دیگری هم دیده شده بود که خیلی هم جالب بودند. در ادامه هم به یکی دو مورد از آنها اشاره خواهم کرد.

آنان دانش آموز را کوچکترین یا بەقولی ضعیفترین عضو کلاس میدانند، اما او خود را جوان ترین ….میداند. ( دید مثبت)
ـ نظر از : 3/14 @

مادر و معلم بچه رو کوچک میبینن اما دانش آموز خودشش رو با لفظ جوانترین اعلام میکنه و اینکه دیدگاه کودک با بزرگترها دنیاااایی متفاوته.
ـ نظر از: Fereshteh N

در مورد عکسی که به اشتراک گذاشتین به نظر من تفاوت دیدگاهها رو می رسونه که مادر دید منفی و هراس دارد که کودکش کوچکترین فرد کلاس است و معلم هم همین دید را دارد ولی دانش‌آموز دیدش مثبت است و خود را جوانترین فرد کلاس می داند دید ما به مسایل خیلی مهمه.
ـ نظر از: L.R

حدس بنده اینه که اون شاگرد از اینکه جوانترین شاگرد کلاسه احساس رضایتمندی داره درحالیکه مادر و آموزگار از این بابت احساس نگرانی دارند که نکنه به خاطر سن کم ایشون نسبت به سایرین در یادگیری دچار مشکل شود.
عمده مفهوم اینه که مادر وآموزگار ایشون رو کوچکترین میدونن ولی خود دانش آموز جوانترین میدونه.معمولا واژه کوچکترین ،حس خوبی به انسان نمیده درحالیکه واژه جوانترین انسان رو سرشار از جنبش و انرژی میکنه
ـ نظر از: ya_khoda

من فکر میکنم نکته مطلب در تفاوت دو دیدگاه هست در خصوص دو کلمه کوچکترین و جوانترین. گاهی با جابجایی یک کلمه میشه خیلی چیزها را تغییر داد.
از نظر مادر و معلم کوچکترین دانش آموز بودن یک ضعف هست که ممکنه ناتوانی هایی به همراه داشته باشه.
اما جوانتر بودن یعنی سرشار از شور و شوق و سرزندگی.
ـ نظر از: Darya

به نظرم در متن فوق نکته ظریف تفاوت دریچه نگاه انسان ها به موضوع ها و مسائل زندگی مورد توجه قرار می گیرد.
همچنان که در این متن از یک دریچه به موضوع فوق به عنوان کوچک ترین و ضعیف ترین دانش آموز نگاه می شود، از دریچه دیگر نیز به عنوان جوان ترین و پرانرژی ترین دانش آموز کلاس نگاه می شود.
ـ نظر از: Hakim Omrani

حتی یک نظرات جالب دیگری هم بود مثل این:

دو روز دیرتر دنیا میومد بزرکترین فرد کلاس میشد و باز مادر غمگین میشد!!
ب هر حال مادر همیشه نگرانه
ـ نظر از: vda❤

آنچه مد نظر نگارنده بود در نظرات فوق به خوبی به آن اشاره شده است. می‌ماند ادامه‌ی حرف و آن هم اینکه:
به ظرافتهای مفهومی و کلامی دو کلمه‌ی کوچکترین و جوانترین برمی‌گردد که هر دو کلمه برای توصیف یک دانش‌آموز به کار رفته است. افراد درگیر در ماجرا هم به دو گروه تقسیم می‌شوند. بزرگترها و کوچکترها
نگرش بزرگسالاری یا بزرگ‌سالارانه (عمدا این واژه‌ها را به کار می‌برم) که الزاماً نیز صحیح نیستند؛ باعث شده است که ما نه تنها کودکان حتی رؤیاهای آنها را هم از خودمان و متعلق به خودمان بدانیم.
اصولاً ما در معنابخشی به رویدادها و محیط اطرافمان ناگزیز هستیم و طبیعی هم هست که از فیلترهای مختلفی استفاده کنیم و داده‌ها را با عبور از همان فیلترها تحلیل و درک و بازخوردمان را متناسب با آن را داشته باشیم. ما به مرور و با تکرار رویدادها الگوهای ذهنی و به دنبال آنها مدلهای ذهنی خویش را می‌سازیم. مدلهای ذهنی در واقع عینک‌هایی هستند که به چشم می‌زنیم چه خوب می‌شود همیشه یک عینک به چشم نداشته باشیم که اگر کور نشویم بسیاری از دیدنی‌ها را از دست خواهیم داد. ( تصور کنید همیشه یک عینک آفتابی به چشم داشته باشید یا یک عینک با شیشه‌های سبز رنگ).
در موقعیت طراحی شده و رویداد مذکور یک فرد که از دید ما کوچکترین فرد کلاس است ناخودآگاه همان ذهن از پیش‌آماده و عادت شده و البته منفی‌باف ما را به سوی تمامی “ترین” های منفی دیگر رهنمون می‌سازد. و کوچکترین را معادل ضعیف‌ترین، درسنخوان‌ترین یا تنبل‌ترین و نیاز به تلاش بیشترین و … می‌گیرد. فرقی ندارد هر واژه‌ای را می‌توانید جایگزین نمایید.

اما کافی است یک لحظه مکث کنیم و فیلتر نگاهمان را با فیلتر مهربان‌تر و خوشبینانه‌ای عوض کنیم همین کوچکترین می تواند جوانترین فرد کلاس باشد و موردی که می‌توانست و هنوز هم می تواند یک سال تمام کودک و مادرش و معلمش را نگران سازد تبدیل به یک مزیت گردد. شاداب ترین، پر انرژی‌ترین، فرزترین و… از جمله عبارتهای پسوندی است که به دنبال این دیدگاه، مجالی برای دیده شدن خواهند یافت یافت. که همین یک مزیت می‌تواند شادکامی و به تبع آن رشد را به همراه بیاورد.
این نوشتار در پی نفی دیدگاه‌های بزرگسالارانه یا محتاطانه و در نهایت بدبینانه نیست که خودش هم از همین فیلترها دارد و حتی نیازمند آنها هم هستیم. می‌گویند خوشبینها هواپیما می‌سازند و بدبینها چتر نجات؛ هر دو طرف پیوستار را نیاز داریم. (و البته ناگفته نماند هنوز رابطه‌ی بین هواپیما و چتر نجات را درنیافته‌ام چون نشنیدم هواپیماها چتر نجات داشته باشند. اجازه بدهید در اینجا با این استثنا در مقابل هواپیماهای غول‌پیکر، یک پرنده‌ی کوچک با یک یا دو سرنشین را هواپیما حساب نمی‌کنیم.)

خوب است که در تحلیل و توصیف رویدادها و موقعیت‌های طبیعی، از یک الگوی ثابت ذهنی استفاده نکنیم و مدل ذهنی منعطفی داشته باشیم یعنی بتوانیم هر لحظه در صورت یافتن مدلی بهتر و کامل‌تر آنرا با مدل فعلی خویش جایگزین نماییم. قطعاً بهره‌گیری از انواع مختلف مدلها می‌تواند ما را در درک و توصیف بهتر دنیای اطرافمان کمک نماید. باشد که بتوانیم خودمان را عادت دهیم که از دریچه‌ی دیگری به وضعیت موجود بنگریم و در دل چالش‌ها و تهدیدها و نگرانی‌ها چه بسا فرصت‌ها و موقعیت‌هایی برای شادکامی وجود داشته باشد. هر چند جزئی و هر چند ساده و پیش پا افتاده. مهم این است که بهانه‌ای برای بهتر شدن موقعیت کنونی به دست بدهیم و اثری مثبت بگذاریم.

سرانجام اینکه خوب است بدانیم هنگام بروز موقعیت‌هایی مشابه موقعیت طراحی شده در محل کار یا زندگی، چه چالشها و یا چه بحرانهای بزرگی باشند، تعریفی که همه‌ی مولفهه‌ای درگیر در ماجرا خواهند داشت، برگرفته از مدل ذهنی ما خواهد بود.
چه عبارتهایی برای توصیف موقعیت به کار می‌بریم. (‌کوچک‌ترین یا جوانترین)
چه احساسی نسبت به وضعیتی که در آن قرار داریم پیدا می‌کنیم. ( نگران و ناراحت یا خوشحال و شاداب)
چه تصمیمی در برخورد با آن چالش خواهیم گرفت. ( درمانده و شکست خورده، یا فعال و ادامه دهنده)
و چگونه با آن کنار خواهیم آمد همه و همه برگرفته از نگاه و مدل ذهنی ما خواهد بود.
امیدوارم مدلهای مفیدی را برای چشمان ذهنی خویش انتخاب کنیم و بسته به موقعیت‌های مختلف از آنها استفاده کنیم. باشد که به درک بهتر ، رشد و شادکامی برسیم.

پس نوشت: همچنین این طرح ابزاری بود برای شناخت بهتر خودمان و سایر افرادی که در کنار ما هستند و اینکه چقدر می‌توانیم در درک، توصیف و تحلیل محیط اطرافمان متفاوت عمل کنیم و دیدگاه‌های مختلفی داشته باشیم.

ویژگی های یک دفتر مشق خوب

از بعضی‌ دفترها خاطره‌ی خوشی نداریم مثل دفترِ مدرسه، وقتی که خطایی می‌کردیم و ما را به آنجا تبعید می‌کردند و گوشمالی می‌دادند.
بعضی دفترها هم آنقدر بزرگ هستند که نمی‌شود آنها را، یا بهتر بگویم آنجا را خرید، ولی می‌شود داخلشان صف کشید و کارها را انجام داد یا انجام نداد. مثل دفترهای بزرگ و شیک برخی ادارات.
اما طرف صحبت امروز ما دفترهایی هستند که خریدنی هستند و زیر بغلی. از همان‌هایی که وقتی برادر یا خواهر کوچکترمان دور از نگاه ما در یک چشم برهم زدنی، جلدش را می‌کندند و زحمت خطی خطی کردن بیش از 10 صفحه‌اش را در لحظه بر عهده می‌گرفتند.
خوب فکر کنم حدس زدن نمی‌خواهد دیگر
منظورم دفتر مشق و دفتر تمرین است.
خلاصه‌ی تمام بحث زیر این جمله پنهان می‌شود:

” لطفا برای بچه‌های خود، دفتری خوب بخرید”
البته که خوب، همیشه به معنای گران بودن نیست. پس در ادامه با ما باشید تا از ویژگی‌های یک دفتر مشق خوب بیشتر حرف بزنیم:

رنگ کاغذ سفید باشد. صفحاتش نازک نباشد. یعنی آن طرف کاغذ پیدا نباشد. تا وقتی روی آن می‌نویسیم از طرف دیگر بیرون نزند و در هنگام پاک کردن با پاکن پاره نشوند. (البته کاغذ بر مبنای وزن سنجیده می‌شود. یعنی دو دفتر هم اندازه و هم برگ، دفتری که سنگین‌تر است دارای کاغذ ضخیم‌تر و معمولاً دوام بیشتری هم هست.)

خط زمینه‌ داشته باشد. ترجیحاً این خطوط آبی رنگ باشد. ضخامت این خطوط از ضخامت نوک مداد کمتر باشد یا حداقل برابر باشد. دفتر مشق‌هایی با خطوط زمینه‌ی کلفت در بازار هستند، انگاری کلمه‌ها قرار است دو با مانع شرکت کنند. خطوط زمینه با رعایت فاصله و هم چنین کم رنگ باشد.

تعداد صفحات یک دفتر آنقدر مهم است که می‌شود درباره‌اش یک جزوه نوشت و ساعت‌ها حرف زد. (باور ندارید؟ اصلاً فکر می‌کردید می‌شود درباره‌ی یک دفتر مشق این‌قدر حرف زد که ما حالا در اینجا زدیم. خوب به همین دلیل ساده حرفم را باور کنید و گر نه تشویق خواهم شد درباره‌ی تعداد صفحات یک دفتر مشق، یک دفتر را پر کنم.)
دفتر 40 یا 60 برگ باشد. اگر فرزندتان را بابت نخریدن یک دفتر صد برگ از مدرسه اخراج می‌کردند، لطفاً کمی مقاوم باشید و مدرسه‌ی کودکتان را عوض کنید ولی دفتر مشق صد برگ نگیرید. چرا؟
چون به یک ماه نمی‌رسد (خیلی خوشبینانه دو ماه) جلدش پاره می‌شود. لبه‌های دفتر پف می‌کند (‌احساس می‌کنید جنس کاغذ اسفنجی است) گوشه‌ها تا می‌خورد و دفتر باد می‌کند و در نهایت آنقدر ورم شدیدی خواهد کرد که در کیف فرزندتان جا نخواهد شد و مجبورید آنرا در خانه بستری کنید. وزن سنگینی هم دارد که با توجه به این همه کتاب درشتی که کودکان با خود به مدرسه می‌برند. بر روی وزن نهایی کیف مدرسه تاثیرگذار خواهد بود.
لطفاً‌ کودکان خود را به اعمال شاقه‌ از جمله حمل یک دفتر 100 برگ برای شش ماه یا یک سال محکوم نکنید.
از آن طرف دفاتر 40 برگ زود زود تمام می‌شوند. پس شوق خرید یا نوشتن در یک دفتر تازه را در کودکتان همواره روشن نگه‌دارید. و او را از این لذت طبیعی محروم نسازید.کسب تجارب نوشتن با یک دفتر مشق و املای خوب
بعضی ویژگی‌های یک دفتر خوب را عملاً و به مرور درمی‌یابیم. از جمله اینکه حتی می‌شود دفتر را بو کشید که بوی خوبی داشته باشد. از نظر ظاهری شیک، خوش دست و خوش رنگ باشد. (این بخش نسبی است و از هر فرد به فرد دیگری فرق خواهد داشت.)یک دفتر خوب شیک خوش دست و خوش رنگ

دفتری بگیرید که وقتی آن را باز کردید، با کشیدن چند بار کف دست بر روی صفحات آن دفتر کاملاً باز و صاف بشود، تا لازم نباشد هموراه کودکتان دستش را بر وری بخشی از دفتر بگذارد تا هنگام نوشتن دفتر بسته نشود.

دفاتر سیمی یا فنری که به راحتی می‌توان آن را کاملا باز کرد؛ گزینه‌ی مطلوبی برای خریدن هستند. اگر دفتر سیمی یا فنری گرفتید ( همانی که حلقه‌های فنری در قسمت عطف دفتر دارند.) یک نگاه به فنر و یک نگاه به صفحات دفتر، آن را چند بار باز و بسته کنید ببینید برگهای کاغذ لای هم و زیر فشار فنر جمع و له نمی‌شوند. یعنی تناسب قطر فنر با تعداد صفحات مهم است و در صورت برهم خوردن این تناسب از امتیاز  خوب بودن این نوع دفاتر کسر می‌گردد.

جلد دفتر نازک نباشد. رنگ روی جلد مثل سفره‌های یکبار مصرف بی‌کیفیت به گونه‌ای نباشد که با چند بار دست کشیدن پاک بشود. ( پاک شدن که مشکل نیست مشکل این است که در طول روز رنگ به انگشت کودک و از آنجا به چشم یا دهان کودک منتقل خواهد شد.)
طرحهای گوناگون و عجیبی همواره بر روی دفاتر موجود است یک دفتر با طرح اژدهایی که کودک هر شب خوابش را می‌بیند و از ترس از خواب می‌پرد؛ گزینه‌ی خوبی برای خرید کردن نسیت.

داشتن انواع طرح و رنگ و حاشیه‌های پر از انواع گل و جانور در صفحات داخلی دفتر شاید در نگاه اول زیبا و جذاب باشند اما بدانید همین طرح و رنگهای زیادی می‌توانند به عنوان عاملی در جهت حواس پرتی کودکان عمل کنند. بخصوص اگر کودک شما حواسش به راحتی پرت می شود خرید این گونه دفترها را فراموش کنید.

دفاتر ساده باشند. ما قرار است در این دفتر‌ها مشق بنویسیم و تمرینی انجام بدهیم. لازم نیست داخل صفحات پر از اسم، عنوان، تاریخ، زیر نویس و جملات فلسفی باشد. ساده باشد یعنی چیزی نداشته باشد و این یعنی برای نوشتن همه‌ چیز را دارد. گاهی نداشتن یک چیز ، حسن محسوب می‌گردد.

10ـ دفترهای بزرگ که سایزشان به اندازه‌ی کاغذ آچهار است را نگیرید. (دارای طول 30 سانتی‌متر ) چنین دفترهایی برای نقاشی و خط خطی کردن مناسب است تا مشق نوشتن و انجام تکالیف. ضمناً جا دادن آنها در کیف مساله ساز و لنگر انداختن آنها روی میز مدرسه دعوا ساز خواهد شد.

11ـ یک باره خرید نکنید و یک جین دفتر نخرید که تا آخر سال از شر خرید کردن برهید. دو تا سه دفتر بگیرید، ترجیحا از دو سه مدل. ببینید کدام نوع بهتر جواب می‌دهد، بعداً و در طول سال بروید و از آن نمونه‌ی خوب، برای کودک خود خرید کنید.

12. خرید کردن هم نوعی تمرین یادگیری و در نهایت نوعی آموزش مهارت‌های زندگی است امکانش بود با کودکتان به خرید بروید. تا او هم در این خریدها مشارکت کند و یاد بگیرد.

13. اسم کودکتان را بر روی جلد دفتر و همچنین چند برگ اول دفتر بنویسید.(تا بدون جلد هم بشود تشخیص داد که دفتر متعلق به کیست.)

14. در بازار چند نوع دفتر آماده موجودند مثل دفتر ریاضی و دفتر املا
با هماهنگی آموزگار می توانید برای املا و ریاضی دفاتر مخصوص بگیرید.
کاربست این گونه دفاتر از نظر زمانی به نفع کودکتان خواهند بود بخصوص برای بچه‌هایی که کند نویس هستند خوب است. بخصوص  دفاتر ریاضی چون صورت مساله‌ی کتاب در آنها نوشته شده است و کودک دوباره نویسی ندارد و فقط جواب را خواهد نوشت.

دفاتر تمرین و مشق برای کودکان ابتدایی این ویژگی‌ها را داشته باشند برای همه‌ی ما بهتر است. ما یعنی آموزگاران، پدران و مادران و کودکان.

خوب به پایان این پست رسیدیم دیدید که یک خرید ساده که به چشم هم نمی‌آید چقدر در فرایند یادگیری مؤثر است و می تواند نقش تسهیلگر یا اخلالگر را بر عهده داشته باشد؛
انتخاب با شماست هر چند که مطمئن هستم که دوست دارید استعداد نوشتن کودکانتان را پرورش دهید و می دانید که نوشتن یک فرایند عالی و از جمله مهارتهایی است که کودکان ما بایستی در آن رشد یابند. به همین خاطر کسب تجارب خوشایند و فراهم کردن بستری مناسب برای کسب این تجربه‌های شیرین را فراموش نکنیم.

یک پیشنهاد
دفاتر مشق و املای کودکتان را یک جایی نگهداری کنید. هر چند که امروزه برای نگهداری چنین چیزهایی مکانی در نظر نداریم. حداقل از آنها عکس بگیرید و یا اسکن کنید و بگذارید فرزندانتان چیزی از کودکی خویش داشته باشند.

من هم دانش‌آموز هستم

ورود به سال تحصیلی جدید با این اعلام:
من هم دانش‌آموز هستم!
پدران و مادران (راستش فکر کنم مادران بیشتر در این فکر هستند و آوردن کلمه‌ی پدران بیشتر نقش هم آوایی را بر عهده دارد.) مشغول جمع‌آوری اطلاعات درباره‌ی فهرست اقلام مورد نیاز برای کودکانشان هستند و سرگرم خرید وسایل و لوازم التحریر برای سال تحصیلی جدید هستند.
در این میان، هستند پدران و مادرانی که برای این چند هفته مانده به شروع سال، برای فرزندشان کلاس عمومی و خصوصی برگزار می‌کنند.
بعضی هم کتاب تابستانه می‌گیرند و تند تند مشغول وادار کردن کودکشان ( بخوانید تشویق) به انجام تکالیف و فعالیت‌ها هستند.
و باز هم تعدادی دوست دارند خودشان با فرزندشان کار کنند و می‌خواهند این چند مدت را به تمرین و بازآموزی بگذرانند و البته همیشه در این پیوستار افرادی هم هستند که نقش مؤثری در ایفای تنظیم سطح میانگین جامعه را برعهده دارند و کلاً بی‌خیال و از قضا کاملاً آماده‌اند بی هیچ مقدمه و مؤخره‌ای: که هر چه‌ آید؛ خوش آید.
اینجا نمی‌خواهم به سبک و سنگین کردن و یا نفی و تایید این‌گونه فعالیتها بپردازم؛‌ فقط دوست دارم از یک روزنی دیگر بدان بنگرم و از یک مزیت کلی و تاثیرگذار حرف بزنم.
شما که این‌قدر به فکر تحصیلات و یادگیری فرزندتان هستید و برایش هزینه می‌دهید. ( پول و البته زمان که از پول گرانتر هم هست) اگر دوست دارید فرزندتان سال خوبی را شروع کند و یادگیرنده بار بیاید و موفقیت را و قبل از آن و بعد از آن رشدی پیوسته را تجربه کند، لازم نیست همه‌ی تخم‌مرغهایتان را در سبد کودکتان بگذارید. برای خودتان نیز چیزی در نظر بگیرید؛ حتی اگر خودتان را دوست ندارید یا از خودتان دست شسته‌اید باز به خاطر کودکتان لازم است که بخشی از هزینه‌ها یا بهتر بگویم سرمایه‌گذاری‌ها را بر روی خودتان انجام دهید. و در فرایند یاددهی یادگیری نقشی فعال و مثبت را بر عهده بگیرید.
این وظیفه و نقش چیست و من به عنوان پدر و مادر چی کم گذاشته‌‌ام؟ جواب این است خودتان یادگیرنده باشید؛ فقط همین.
پذیرش یادگیرندگی مستلزم قبول تغییر و به رسمیت شناختن رشد است. قبل از هر چیز یادگیرندگی را از خودتان شروع کنید‌. یک دوره‌ی آموزشی مناسب شرکت کنید، به عنوان‌ پدر و مادر یک دانش آموز، اطلاعات لازم را در زمینه‌ی کمک به فرزندانتان جمع‌آوری کنید و یا هر فعالیت دیگری را که مؤثر می‌دانید انجام دهید.
فکر کنم حالا آماده هستید و آنقدر شجاعت دارید تا از سخت‌ترین بخش و نقش برایتان بگویم. نگران نباشید در عوض دم دست‌ترین گزینه هم هست. دانش‌آموز بشوید و دانش‌بیاموزید.
چطور؟ به اولین کتاب فروشی که رسیدید کتابی به خود هدیه بدهید و شروع کنید به یادگیرندگی. لطفاً و قبلاً طعم لذّت بخش یادگیری را به خودتان بچشانید. قول می‌دهم اگر این کار را ادامه بدهید به زودی خواهید توانست این طعم را با دیگران به اشتراک بگذارید و با این کار نقشی ماندگار و تاثیرگذار در آینده‌ی خویش و رشد فرزندتان برعهده خواهید رفت که همواره بدان مفتخر خواهید بود.
به دانایی و آگاهی که سرانجامش رشد همه‌ی ما را رقم خواهد شد.

همه رو به پایین سقوط نمی کنند برخی رو به بالا سقوط می کنند. محمدرضا شعبانعلیقبلاً چندجایی به بودن فرصتی به نام محمدرضا شعبانعلی اشاره کرده‌ام و به سایتی که راه‌اندازی کرده است و می‌شود گفت سایت نیست بلکه دانشگاه است اشاره داشته‌ام. سایت دانشگاه آنلاین متمم را از اینجا ببینید. همراهان متممی از گردهمایی 26 مرداد 96 چند روز قبل، نقل قولی از وی تعریف کردند که خیلی به دلم نشست. دوست داشتم اینجا من هم تکرارش کنم بلکه بشود  آن را کم کم بفههم، هضم کنم و سر فرصت از آن بنویسم.

“همه رو به پایین سقوط نمی‌کنند. برخی رو به بالا سقوط می‌کنند.”  
محمد رضا شعبانعلی

فقط اینکه به زیبایی طرحی از رد ما انسانهای امروزی را رسم کرده است. ردی  از شکست‌ها و از موفقیت‌ها. خطی که از هر طرف که بدان بنگری هردو سرش از پوست که بگذری هم رنگ و هم طعم هستند. صعودی که در واقع صعود نیست و سقوط است و صعودش می‌پنداریم قطعاً از سقوطی که واقعاً سقوط است و قبولش داریم پرهزینه‌تر و نتایجش دردناک‌تر خواهد بود.