ترموستات هستید یا دماسنج

با دماسنج شروع کنیم:

دماسنج ابزاری است که دمای محیط را نشان می‌دهد و خیلی ساده به آنچه که در اطرافش اتفاق می‌افتد واکنش نشان می‌دهد. اگر هوا گرم باشد درجه‌ی دماسنج بالا می‌رود و اعلام گرمی می‌کند و اگر هوا سرد باشد اعلام می‌کند هوا سرد است. دماسنج یک واقعیت نشان است؛ ابزاری که فقط برای یک هدف خاص طراحی شده و آن را نمایش می‌دهد و در نهایت اینکه دماسنج وسیله‌ای چند منظوره و هوشمند نیست. ( فکر نکنم از هیچ دماسنجی شنیده باشید: لطفاً مواظب خودتان باشید، سرما نخورید.)دماسنج

 

حالا برویم سراغ ترموستات:

ترموستات یک تنظیم کننده هست؛ دمای مورد نظر ما را تنظیم می‌کند و فعالانه برای حفظ دما در محدوده‌ی مشخصی کار می‌کند. اگر دما از سطح مورد نظر بالاتر رود با تغییر نقش، اتاق را خنک می‌کند و اگر دما زیر درجه‌ی هدف قرار گیرد، باز بخاری یا سیستم گرمایشی را فعال می‌کند تا به سطح دمای تعیین شده برسد.
ترموستات ابزاری هوشمند است و همیشه حواسش به محیط هست و اگر دمای هوا سرد یا گرم باشد تصمیم می‌گیرد که وضعیت را اصلاح کند. (در واقع نمی‌گذارد که سرما بخوریم)

بایستی قبول داشته باشیم در حالی که دماسنج ابزار مفیدی ست، اما ترموستات وسیله‌ای قدرتمند و بسیار تاثیرگذار هست. البته قصد نداریم دماسنج را جلو چشم ترموستات خورد و خمیر کنیم.

 

عنوان این پست  را از کتاب “بهبود رابطه‌ی والد و کودک از طریق بازی نویسنده: سو سی.براتون و دیگران” گرفته‌ام. عبارت زیر هم از همین کتاب هست. آن‌ را با هم بخوانیم:

“یاد بگیرید به جای آن‌که نسبت به کودک واکنش سریع نشان بدهید، احساسات کودک را انعکاس دهید. احساسات کودک، احساسات شما نیست و نیازی نیست که با برانگیخته شدن احساسات کودک، احساسات شما نیز برانگیخته شود.

زمانی که رفتارها و احساسات کودک‌تان را شناختید؛ می‌توانید یاد بگیرید به جای “واکنش” نشان دادن به آن، با روشی مفید به آن‌ها “پاسخ” دهید؛ نه آن‌که اجازه دهید احساسات شما نیز هم‌زمان با احساسات کودک برانگیخته شوند.

به یاد داشته باشید؛ والدین دارای کنترل، مثل “ترموستات” عمل می‌کنند و والدین خارج از کنترل هم چون “دماسنج” هستند.”ترموستات

خوب دقیقاً این واکنش چیزی است؛ که سالها در امر آموزش و یادگیری بچّه‌ها تجربه‌اش کرده‌ام و با آن زیسته‌ام و فشار کاری زیادی را برایم به همراه داشته است. اعتراف می‌کنم کمی دیر به آن رسیدم. با هر داد و فریادی، فریاد می‌زدم. با بلند شدن صدایی، دوبرابر صدای من بلندتر می‌شد. بعدترها فهمیدم که نیازی نیست این‌گونه دماسنج‌وار بالا و پایین بپرم. شاید هم چاره‌ای جز فهمیدنش نداشتم. ( البته گاهی وقتها دیگه دیر شده بود و یادگیری در این بین قربانی شده بود.)

خوب، دوست داشتم این بخش از کتاب و  این تجربه‌ی شخصی را با شما به اشتراک بگذارم.

چه در زندگی شخصی در برخورد با کودکانمان و چه در محیط شغلی مرتبط با بچّه‌ها، کاربست همین یک تکنیک می‌تواند؛ تنظیم کننده‌ی خوبی باشد و به عنوان یک عامل پیشگیرانه عمل کند.

یک جایی خواندم اگر نمی‌توانید کارهای بزرگ و عجیب و غریبی انجام بدهید؛ یا امکانش را ندارید، کارهای ریز و کوچکی انجام دهید؛ البته به شرطی که این ریزکارها را خوب و با کیفیت انجام بدهید. پیشنهاد می‌کنم مدتی این تکنیک را در زمینه‌ی خاص و محدودی به کار بگیرید؛ تا از دیدن نتایج راضی کننده و اثربخش آن شگفت زده بشوید. بعد با خیال راحت از دنیای دماسنج‌ها خداحافظی کنید.

به دنیای ترموستاتی ها خوش آمدید!

 

برای پاسخ به این پرسش، قدم نخست ایجاد تغییر در مدل ذهنی ما نسبت به مکان و زمان یادگیری است. کافی است بدانیم که آموزش و یادگیری فقط محدود به مکعب مستطیل کلاس درس نیست و قرار نیست همه‌ی یادگیری‌ها و آموزش‌ها محدود به این قفس علم و دانش باشد. چرا؟ خوب خیلی ساده است؛ همچنانکه همیشه در معرض هوا  قرار داریم؛ همانطور هم در معرض یادگیری قرار داریم. یعنی می‌شود گفت تا مادامی که نفس می‌کشیم، امکان یادگیری هم داریم.
با تایید این امر بدیهی ولی نامحسوس، می‌رویم سراغ اقدام بعدی که گستراندن این مکعب مستطیل هست به گونه‌ای که آن را به خانه، خانواده و جامعه پیوند بزنیم. و با حرکت بر روی گسترده‌ی کلاس تا می‌شود بُرد یادگیری را بیشتر کنیم.
حالا رسیدیم به اینجا که بعد از پایان زمان رسمی آموزش مدرسه‌ای، قرار نیست پرونده‌ی آموزش و یادگیری بسته شود. پس با نامگذاری موانعی از جمله تعطیلات و تابستان بچّه‌ها را از یادگیری محروم نکنیم.
با داشتن این مدل ذهنی تابستان و تعطیلات، سفر و حضر، بهانه‌هایی برای محروم شدن از یادگرفتن نخواهند بود؛ بلکه فرصتهای جدیدی هستند برای یادگیرندگی و یادگیرنده ماندن.

آنچه آمد مختص به کودکان نیست و شامل حال ما بزرگترها هم خواهد شد و بزرگ بودن، مشغله‌دار بودن و پیر شدن توجیهی برای ناگیرندگی نیست. با استمرار یادگیرندگی خودمان در تابستان هم دمای یادگیرندگی را در سطح مطلوبی حفظ کنیم و هم به صورت عملی، این لذت را به کودکانمان بچشانیم.

خوشحالم اگر سبک شما مثل غالب مردم نباشد کسانی که با شروع تعطیلات، همه‌ی کتاب و دفترهای فرزندتان را روی هم تلنبار می کنید تا سر فرصت از وجودشان خلاص شوند. نمی‌گویم بروید و هی دوباره و چندباره کتاب درسی را مرور کنید که فعالیتی کم اثر و ناخوشایند است. اما پیشنهاد بهتری برایتان دارم.

اگر فرزندتان مشکلی در یادگیری‌هایش داشته است، مثلاً در درس املا هنوز مشکل دارد و حتم داری سال آتی هم این مشکلات همراهش هست و حتی ممکن هست بیشتر هم بشود. به جای دست دست کردن و نگران بودن این راه را بروید:
ریزفعالیتی را انتخاب کنید و در طول تابستان ادامه‌اش بدهید من اینجا اسمش را می‌گذارم “ریز یادگیری”
ریز یادگیری خاصی را تعریف کنید و خورد خورد در طول تابستان و تعطیلات آن را ادامه بدهید؛ همین وقت گذاشتن‌های چند دقیقه‌ای در طول روز یا یک ساعتی در طول هفته، جمع خواهد شد و رشدی تصاعدی را برایتان رقم خواهند زد.
مثلاً هر دو روز یک بار یک املای آموزشی یک سطری از فرزندتان بگیرید؛ بله، فقط یک سطر!
هر سه روز یک صفحه کتاب از کتاب کار مناسبی را انجام بدهید.
هر هفته سه صفحه کتاب داستان بخوانید.
هر ماه یک بار، همراه فرزندتان سری به کتابخانه بزنید.
همین فعالیتهای کوچولو که به چشم نمی‌آیند باعث می‌شوند شما در مسیر صحیح حرکت کنید و روی فرم یادگیری بمانید و در پایان نه تنها چیزی را از دست نخواهید داد بلکه اثرات مثبتش را خواهید دید.

پیشنهاد دیگری که می‌توان داشت اینکه اگر خدا را شکر، فرزندتان هیچ گونه مشکلی نداشته است و همه‌ی دروسش را توپ توپ پاس کرده است. بروید سراغ نقاط قوت و علایقش و روی آنها کار کنید مثلا همین املا و نوشتن، اگر نوشتنش حرف ندارد وی را تشویق کنید که نویسندگی کند! بله درست شنیدید نوشتن خاطرات، ثبت احساسات یا هر محتوای دیگری که تولیدی فرزندتان باشد بسیار گرانبهاست و اثرات مثبتش در رشد و توسعه‌ی مهارتهای فردی فرزندتان چشمگیر خواهد بود. یا اینکه اگر واقعا دوست دارد همه‌اش سرش تو آزمایش و ساختن و شکستن باشد فراهم کردن چند قطعه‌ی ازمایشگاهی و چند کیت ساختنی می‌تواند کمکی عالی در زمینه‌ی گستراندن یادگیری و جابه‌جا کردن مرزهای دانش و اطلاعات فرزندتان در طول تعطیلات باشد. ببینید هدف این است که از درِ نقاط قوت و علاقمندی‌ها وارد شوید تا بتوانید انگیزه‌ی لازم برای رشد و یادگیری فرزندتان را همچنان در سطح مناسبی نگهدارید.

خلاصه اینکه چه از نقاط قوت و چه از نقاط ضعف شروع کردید، طوری برنامه بریزید که فرزندتان در این ایام، موفقیت را تجربه کند. به اندازه‌ی کافی در طول سال تحصیلی شکست داشته است. بگذارید این مدت حس خوبی را تجربه کند و با آن زندگی کند؛ تا تحمل یک سال دیگر نشستن در مکعب مستطیلی به نام کلاس درس را داشته باشد.

یادگیری در خانه

اشتباه نگیرید این حرف را نه معلمان می‌زنند و نه‌دانش‌آموزان.
این حرف پدر و مادرهایی است که از دست کودکانشان به تنگ آمده‌اند.
خارج از شوخی، آیا یادگیری در تعطیلات و تابستان هم امکان پذیر است؟
جواب آن یک “بله” ساده است که فقط گفتنش ساده است و اجرایش مشکل است.
قبل از شروع خوب است یادآوری کنیم؛ ما همیشه و هم‌چنانکه در معرض هوا قرار داریم در معرض یادگیری هم هستیم.
و اتفاقاً 4 ماه تعطیلی تابستان (یک ماه خرداد را هم در بعضی از فرهنگ لغات مدرسه ای جزو تابستان محسوب می گردد.) و تعطیلات فرصت خوبی برای یادگیری کودکان در خانه است.
ضمناً خوب است بدانیم که فراموشی یادگیری های مدرسه ای در تابستان امری عادی است و معلمان هر ساله در آغاز سال تحصیلی مجبورند چندین جلسه و کاه چند هفته را به بازآموزی مشغول شوند. شما با کاربست روشهای متنوع و دوست داشتی می توانید این فراموشی را به کمترین میزان ممکن برسانید. در مورد میزان افت و یادگیری در تابستان و ایام تعطیلات قبلاً در قالب یک اینفوگرافی تحت عنوان: اُفت و از دست دادن یادگیری در تابستان به آن پرداخته ایم. که دوست داشتید برای دیدن ریز فهرست و توضیحات بیشتر به آن مراجعه فرمایید. همچنین در یکی دیگر از پستهای دیگر تاریاد تحت عنوان: حـفاظت از یـادگیـری در گرمـای تابستـان پیشنهاداتی برای مرور و یادآوری مطالب توسط کودکان در ایام تعطیلات ارائه دادیم اینکه چه فعالیتهایی را طراحی و اجرایی کنیم تا در طول تابستان، کودکان با انگیزه به یادآوری آموخته‌هایشان بپردازند. اما پست امروز ما ضمن هم پوشانی با پستهای قبلی با تاکید و تمرکز بر یادگیری کودکان در خانه تنظیم و منتشر می گردد. که در آن فهرستی از راههای یادگیری در خانه را می‌آورم. این فهرست باز است. شما هم چیزی به خاطرتان رسید و دوست داشتید به آن بیفزایید.
لطفاً آماده باشید؛ ما معلمان با افتخار و در کمال میل  و صحت و سلامتی، ادامه ی فرایند یادگیری را به شما خواهیم سپرد و به شما پدران و مادران عزیز تفویض اختیار خواهیم نمود. پس با بهره گیری از یکی از این راهکارها و اجرای آن هم یادگیری مستمر و معنادار و البته لذت بخشی را برای کودک خویش رقم بزنید.

یک: به عنوان پدر و مادر لطفاً کمی خلاق باشید. ( خلاقیت بیش از حد دردسر می شود برایتان) اگر می‌خواهید به کودکتان کمک کنید. لازم نیست روشهای عجیب و غریبی پی بگیرید فقط کافی است مانع نشوید و در واقع خودتان را از سر راه یادگیری طبیعی کودک بردارید و فرصتهای واقعی زندگی را (که فرصت یادگیری هستند) از کودک نگیرید. خوب است یادآوری کنیم؛ یادگیری آن چیزی نیست که همواره در قفس مدرسه اتفاق می‌افتد. یادگیری یک فرایند است و این یعنی همه جا می‌تواند و ممکن است اتفاق بیفتد و ادامه هم داشته باشد. یادگیری امری طبیعی و در نتیجه سرگرم کننده و در نهایت لذت‌بخش است نه یک کار شاق و خسته کننده مثل نشستن بر روی نیمکت چوبی و نوشتن مضق و انجام دادن تکالیف مدرسه‌ای.

دو: از جمله خلاقیت‌های کمی که می‌توانید به خرج بدهید این است که از نگاهی دیگر به آشپرخانه‌ی خودتان بنگرید. آشپزخانه کارگاه و آزمایشگاهی مجهز و صد در صد واقعی برای یادگیری است. کافی است چرخی در آشپزخانه بزنید و به انواع و اقسام  وسایل و ظروف نگاهی بیندازید. این همه ابزار دوست داشتنی برای یادگیری، (به شرطی که بگذارید؛ همان که اول گفتم یعنی مانع نشوید.) می‌تواند کودکتان را در یادگیری انواع علوم روز به ویژه ریاضی و مهارتها کمک نماید. انواع دسته بندی و شمارش و کمتری و بیشتری و بزرگتر و کوچکتر و… به راحتی امکان پذیر است. یادگرفتن انواع مهارتها هم در این آشپزخانه و در خلال کار کردن‌هایتان امکان‌پذیر است. انواع مختلف چیدن و خورد کردن و برش دادن و مخلوط کردن و … همه می توانند کودک شما را در پر ورش مهارتهای دیداری حرکتی و هماهنگی‌های حرکتی یاری‌رسان باشند.

سه: سفرهای کوتاه داخل شهری، خرید کردن‌ها، در نوبت ایستادن‌ها و سر زدن به پارکها و امکان دیدنی، می‌تواند بسیاری از آموزشهای پویا و به روز شهروندی را به همراه داشته باشد.( و کودکانتان را از دست خانوادهِ‌ آقای هاشمی کتاب اجتماعی برهاند.)

چهار: مهمانی‌ها و جمع‌های خانوادگی با تعداد زیادی کودک، بهترین زمان برای تمرین کردن کارهای تیمی و گروهی است در قالب انواع بازی‌های ساده و کودکانه و نشاط انگیز. یک بعد از ظهر تابستانی را  آب بازی کنید. سر یک بطری آب معدنی را سوراخ کنید و دست کودکان بدهید. ( سعی کنید بطری بزرگتری و با سوراخ بزرگتری برای خودتان کنار بگذارید و همچنین مواظب گلدانهای کنار حوض باشید.)

پنج: یادگیری یک مهارت و یک رشته‌ی هنری، علمی و یا ورزشی مورد علاقه. تابستان فرصت خوبی برای زمان گذاشتن و متخصص شدن و حرفه‌ای شدن است. در طول چند تابستان می‌توانید مهارتی را در کودکتان پرورش و دهید که بعدترها بتواند از آن فواید بسیاری کسب نماید. ( با یادگیری هر نوع مهارت و کسب هر نوع توانایی کودکتان احساس ارزشمندی خواهد کرد که به افزایش انگیزه و بالارفتن اعتماد به نفسش نیز می‌انجامد.)

شش: پرورش مسؤلیت‌پذیری  با بر عهده گرفتن مسؤلیت‌های پرورشی و حمایتی مثل پرورش یک گل در آپارتمان، دو جوجه،سبزیجات در حیاط خانه، تهیه‌ی غذا برای مورچه‌ها و گربه‌ها در گوشه‌ی حیاط یا کوچه و… خیلی ساده می‌تواند به ایجاد نظم‌دهی در رفتار کودک و در نهایت به آموزش و یادگیری کودکتان بیانجامد.

– – –

خوب فعلاً‌ همین موارد به نظرم رسیدند که برای شروع بحث مناسب است. منتظر نظرات خوب و ایده‌های جالب شما هستیم.
یادگیری در خانههر چه باشد بهترین کار این است که تا می‌توانیم یادگیری را به تمام زندگی کودکانمان سرایت دهیم. و البته قبل از آن خودمان یادگیرنده باشیم.

هفت:..
هشت:…

پیش نوشت: متن زیر درخواست مشاوره و پرسش مادری است که فرزندش پایه‌ی اول دبستان است و در درس املاء مشکل دارد. که همراه درخواست هم چند نمونه املاء گرفته شده از کودک را ارسال نموده است. در ادامه‌ی بحث و گفتگو و پرسش و پاسخ درمورد مشکلات املایی کودکان، بر آن شدیم تا این مورد را منتشر سازیم.

متن را با هم بخوانیم:

نمنونه-املای-اول-ابتدایی

“وقتی می‌خوام باهاش کار کنم یا بهش می‌گم مشقتو بنویس همه‌ش می‌خواد وقتو تلف کنه هی میگه بزار یه کم دیگه کارتون ببینم یا یه کم دیگه با گوشی بازی کنم یا بزار تو حیاط برم بازی کنم. بعد بیام منم نمیزارم چون قبلش دیده و بازیشم کرده حالا شروع می‌کنیم هنوز یه ربع نگذشته میگه کی تموم می‌شه؟

شروع می‌کنه بی قراری و اخم کردن و مدام سر تمرین و دیکته میگه چقد دیگه تموم میشه؟ یه کلمه یای ه خط دیگه؟

یا سرمشقش (را) وقتی مینویسه میاره پیش من که ببینم خوب یا درست نوشته .حالامنم می‌بینم جایی اشتباه نوشته یا بزرگ وقتی میگم نه ایراد داره فوری شروع می‌کنه داد و بیداد و می‌گه کجاش ایراد داره بگو؟

من خودم احساس می‌کنم فقط می‌خواد زود تموم کنه و ببنده و عجله داره که بعدش بره باز دنبال بازی و اینا یا شایدم اصلا حوصله نداره من فقط دارم زورش می‌کنم. من  وسط کار و تمرین مثلا ده دقیقه بهش استراحت می‌دم حالا این هی لفتش میده می‌گه بزار یه ذره دیگه هنوز که وقتم مونده بدون اینکه بدونه چی به چیه.

جدول ترکیبو که باهاش دارم کارمی‌کنم اون داره با مدادش بازی می‌کنه شفاهی با زبون میگه ن با ا نامی‌شه یا…ولی رو تمرین و دیکته گیر می‌کنه میگه ن کدوم بود یا میگم نادان می‌گه ناشو یادم رفته. من واقعا دیگه نمی‌دونم چجوری باهاش کار کنم که این بفهمه

درضمن معلمشون هفته‌ای دو تا حروف و بهشون می‌گه فک کنم براشون خیلی دیگه سنگین شده این توو اولی‌ها هنوز مونده.”


  • نمونه املاها و مشق‌ها را بررسی کردم.حال با توجه به نمونه‌ها و توضیحات اولیای گرامی موارد لازم را عرض می‌کنم و در صورت گرفتن بازخوردهای دیگر جهت راهنمایی‌های بیشتر در حد توان آماده‌ام.
    از آنجا که گفته می‌شود هنوز یه ربع نگذشته میگه کی تموم می‌شه؟ شروع می‌کنم: یک ربع برای کودک شما بیشتر از یک ساعت برای من و شمای بزرگسال است. حتی تحقیقی انجام دادن اینکه بچه‌ها وقتی بهانه‌ی چیزی را می‌گیرند مثلاً می‌گویند بستنی می‌خواهیم  و ما در جواب می‌گوییم صبر کن بعد از ظهر برات می‌گیرم  و آنها هی بهانه می‌گیرند و قانع نمی‌شوند. معادل است با زمانی که ما بزرگسالان اگر بگوییم: یک چایی لطفاً و در جوابش بشنویم باشه  یه  دو، سه ساعتی صبر کن! چگونه چنین چیزی امکان پذیر است؟ چون سن ما اگر فرضاً 35 سال باشد و سن کودکمان 7 سال در آن صورت ما 5 برابر او سن داریم و شاید بشود گفت با توجه به تناسب سن هر 15 دقیقه به ساعت بزرگسالی، 75 دقیقه‌ی به ساعت کودکی است!
    پس لطفاً کودک خویش را درک کنید و زمان انجام تکالیف را به چند وعده‌ی 5 تا 7  یا 10دقیقه‌ای  قسمت کنید.
  • ـ در مورد مشق‌نویسی کودک چند نکته را در نظر داشته باشید. اگر امکان داشت به صورت غیر مستقیم و از دور، ناظر مشق نوشتن کودک باشید. یعنی هم‌زمان که مشغول کتاب خواندن یا بافتنی یا تماشای تلویزیون هستید! گوشه چشمی به کودک خویش داشته باشید. یعنی در دسترس باشید ولی نه زیادی نزدیک. تا اگر کودک درخواست کرد؛ بتوانید وی را راهنمایی کنید و وی را از همان اول از اشتباه نوشتن برهانید.
  • ـ در مورد اشتباهات هم زیادی وسواس نباشید؛ اگر مثلاً کلمه‌ای را بزرگ یا درشت نوشته است نگویید: اشتباه نوشته‌ای. به جای آن بگویید: “به نظرم اگر این کلمه یا این  حرف را کمی ریزتر بنویسی زیباتر می‌شود” یا به نظرم بهتر است آن را دوباره بنویسی. اگر دوست داری کارت عالی شود دوباره این را بنویس. یا درست‌ترش این است نگاه کن که من می‌نویسم.
  • ـ در مورد ترکیب صامت و مصوت مثلاً ب+ا چه میشه؟ با…با… با … می‌شه! با توجه به آهنگین بودن و شفاهی بودن، طبیعی است برای کودک جذابیت بیشتری دارد و بهتر آن را یاد می گیرد اما در مورد املای آن نشانه‌ها، به کودک خویش حق بدهید حرف یا نشانه‌ای را که هنوز یک هفته یا یک ماه از خواندن آن نگذشته است  را فراموش کند. یا شاید هم هنوز یاد نگرفته است. به جای ناراحت شدن هنگام املاء کودک را راهنمایی کنید که نشانه را به یاد بیاورد. مثلاً اگر “ن” را بلد نیست؛ انگشتان دست خویش را به حالت “ن” در بیارید ( با انگشت شصت و اشاره ) و بگویید این شکلی است. یا با انگشت خویش روی میز “ن” را بنویسید یا هوا نویسی کنید و آن را در هوا بنویسید. یا دست کودک را بگیرید و با انگشت خویش کف دستش “ن” را بنویسید. در هر صورت به شیوه‌های گوناگون و متنوع وی را آموزش دهید و راهنمایی کنید تا نشانه را یاد بگیرد؛ به یاد آورد و در نهایت بدون اشتباه املایش را بنویسد.
  • ـ نوشتن مشق یا املاء نویسی مانند هر کار دیگری  است که ما از کودک می‌خواهیم آن را انجام دهد. چنانچه کودک شما عادت به انجام دادن کارهای دیگر در زمان و موقع مشخص شده را ندارد وی را عادت دهید و از وی بخواهید که تکالیف و فعالیت‌هایی را در مواقع و در فاصله‌ی زمانی مشخصی برای شما انجام دهد. مثلاً هفته‌ای یک بار اتاقش را مرتب کند یا روزانه وسایل کوله پشتی مدرسه‌اش را آماده کند و… داشتن قاطعیت در برخورد با کودک هنگام انجام دادن فعالیت‌های دیگر  در خانه به بخش انجام تکالیف مدرسه هم می‌تواند سرایت کند.
    ـ سعی نمایید زمان و مکان خاصی را برای انجام دادن تکالیف مدرسه‌ی کودک اختصاص دهید و تا حد امکان به دور از عوامل محیطی مزاحم که باعث حواس‌پرتی وی می‌شوند؛ باشد.(تلویزیون، تبلت و اسباب‌بازی و …).
  • ـ این که معلم کودکتان هفته‌ای دو حرف یا نشانه را به وی آموزش می‌دهد طبیعی است و این آموزش بیشتر از ظرفیت و  توانایی کودکان نیست. نگران این مورد نباشید.
    ـ البته موارد و عوامل بسیاری در پیشرفت تحصیلی و افزایش مهارت املاء نویسی کودک شما تاثیر گذار هستند و نمی‌توان صرفاً با این داده ها  نظری قطعی و قریب به یقین ارائه داد.
  • لطفاً جهت رفع مشکلات املایی کودکتان فعالیت‌های زیر را هم انجام بدهید:
    ـ کمی صبور باشید برخی از  کودکان پایه‌ی اوّل در اوایل آموختن  نشانه‌ها؛ دچار چنین مشکلی می‌شوند؛ بعد از گذشت مدتی، کم کم وضعیت رو به رشدی خواهند گرفت.
    ـ روزی یک مرتبه از وی املای آموزشی بگیرید. (فایل املای آموزشی رادیو یادگیری را گوش کنید).
    ـ قبل از املاء متنی را که می‌خواهید از آن املاء بگیرید را چند مرتبه با کودک بخوانید.
    ـ املاء گرفتن را با املای کلمه‌های ساده و جمله‌های کوتاه شروع کنید.
    ـ هر بار 3 تا 5 سطر از وی املاء بگیرید.
    ـ  لطفاً هنگام املاء گرفتن،  از کودک خویش ارزشیابی به عمل نیاورید؛ یا به قولی امتحان نگیرید. شما هنگام املاء هم وی را آموزش دهید. برای اطلاع بیشتر درباره‌ی املای آموزشی فایل صوتی املای آموزشی را از لینک رادیو یادگیری: املای آموزشی دانلود نمایید و آن را گوش کنید. و به توصیه‌های آن در حد امکان عمل نمایید.
    ـ یک جدول بزرگ نشانه‌ های فارسی تهیه و در خانه نصب نمایید.
    ـ نشانه‌های جدید را به صورت توخالی (پفکی) در دفتر نقاشی کودک به صورت بزرگ بنویسید و از وی بخواهید آنها را رنگ آمیزی نماید و هنگام رنگ آمیزی آنها را با صدای بلند یا آواز بخواند.( در تاریاد از این نمونه یادبرگ‌ها داریم.)

خوب این مواردی بود که فعلاً به ذهنم می‌رسد. امیدوارم محتوای این پرسش و پاسخ درمورد مشکلات املایی برای حل مشکل فعلی شما و مخاطبان تاریاد قابل استفاده باشد.
پس نوشت: در پایان با توجه به به دستخط کودک شما پیش بینی می‌کنم که در آینده‌ی نزدیک (تا اواخر سال جاری) کودکتان از دستخط خوبی برخوردار خواهد بود و مشکلاتش هم به مرور رفع خواهد شد. امیدوارم با انجام دادن موارد فوق توسط شما اولیاء گرامی پیش‌بینی بنده هم درست از آب دربیاید!

بازم که بیداری؟
بازم که بیداری؟

بازم که بیداری؟

  • پیش فهرست (این پیش فهرست بعد از انتشار به فهرست اضافه شده است).

این فهرست با بهره‌گیری از مقاله‌ی انواع محتوا چیست؟ گروه  متمم  با رهبری محمد رضای شعبانعلی  تولید شده است. داستان جالبی هم دارد که خواندنش خالی از لطف نیست!

ـ  داشتم مقاله‌ی انواع محتوا چیست؟ را مطالعه می‌کردم که به فهرستی از انواع محتوا اشاره دارد: ـ فایل‌های صوتی ـ فهرست‌ها ـ سوالات متداول یا FAQها.

داستان از آن جا شروع شد که به محض خواندن توضیحات قسمت فهرست‌ها  (بخش میانی مقاله) از خواندن دست کشیدم و به تاریاد آمدم و گفتم این چیزی است که دنبالش می‌گشتم من بایستی حالا یک فهرست بنویسم! شروع به تهیه‌‌ی  فهرست زیر نمودم. برای نوشتنش زحمت زیادی نکشیدم به همین خاطر فهرست ساده‌ای است اما در نوع خود جذاب و روند تهیه‌ و انتشارش هم به نوعی بی‌نظیر!

چون تقریباً تمامی فهرست را خودم تجربه کرده بودم و یا در حال تجربه کردنش بودم! چرا می‌گویم در حال تجربه کردنش بودم؟  چون هنگام نوشتن این فهرست، مجبور شدم بلند شوم تا به فرزند کلاس چهارمی‌ام برای بار چندم بگویم که دیر وقت است بخواب؛ رفتم کنارش، سرش از پتو  بیرون زده  بود و یواش طوری که فقط من بشنوم گفت: “پفکِ باز شده، تا فردا فاسد می‌شه؛ بخورمش؟” و حاصل آن شد فهرست شماره‌ی هفت!

همچنین کوچولوی دیگری دارم دو  ساله در آغوشم دراز کشیده بود و من یک دست مشغول تایپ و با دستی دیگر خواباندنش بودم. تا فهرست شماره‌ی یازده را تمام کردم. به خود گفتم تو داری در مورد خواب کودکان می‌نویسی؛ بلند شدم؛ خواباندمش و بعد حاصلش شد؛ فهرست شماره‌ی دوازده!

اینها را نوشتم که این لحظات خوب را با شما به اشتراک بگذارم و  بعد هم بگویم فهرست نویسی خیلی هم سخت نیست.

حتی اگر کمی تمرین کنید آن قدر مهارت پیدا می‌کنید؛ که می‌توانید با یک دست تایپ کنید و با دست دیگر کودکتان را در آغوش بگیرید و بخوابانید! دقیقاً این تصویر من در این لحظه است؛ باور کنید! دارم کوچولو را که از خواب بیدار شده است را دوباره می‌خوابانم!

ـ یک تشکر ویژه از متمم عزیز؛ نه به خاطر اینکه فهرست مرا به عنوان مثال در مقاله‌اش قرار داده است؛ بلکه به خاطر پویایی و پیشرونده بودنش در عرصه طراحی و تولید محتوا!


یک: برای زمان خواب کودک، ساعت مشخصی را تعیین کنید. این زمان می‌تواند کمی انعطاف داشته باشد.

دو: از کودک خود بخواهید؛ برنامه‌ی درسی فردا را کنترل و مطابق آن، کیف مدرسه‌اش را آماده سازد.

سه: مسواک کردن و دست شویی رفتن،فراموش نشود؛ بخصوص اگر کودک نوشیدنی زیادی نوشیده است!

چهار: اگر به فرزند خود پول تو جیبی می‌دهید؛ شب پول را به وی بدهید. فردا دنبال پول خرد نگردید!

پنج: جوراب، کلاه، کت، شال گردن؛ پیدا کردن این گونه وسایل، صبح‌ها بین 3 تا 5 دقیقه از وقت کودک را می‌گیرند.

شش: اگر کودک شما خیلی وابسته است؛ کم کم وی را عادت دهید که کوله‌پشتی و وسایل شخصی خویش را خودش آماده نماید و در مکان مناسب بگذارد.

هفت: اگر کودکتان خواست که در آخرین لحظه‌های منتهی به زمان خواب، خوراکی بخورد؛ محترمانه و با قاطعیت کودک را از این کار منع کنید؛ هیچ پفکی تا فردا صبح، تاریخ مصرفش نخواهد گذشت. گول فرزندتان را نخورید!

هشت: کارهایی را که لازم است در ارتباط با فرزندتان، صبح زود انجام دهید؛ یک بار در ذهن مرور کنید. بخصوص مواردی که جزو عادت و برنامه‌ی روزانه‌ی شما نیست. مانند: آماده کردن یک وسیله‌ی آزمایش، کار عملی، بردن میوه.

نه: اگر امکان داشت خودتان هم زودتر بخوابید؛ یا کودک در اتاق مخصوص خویش، به گونه‌ای که شما مزاحم وی نباشید؛ بخوابد.

ده: چند سؤال کوتاه از برنامه‌ی درسی فردا و یا کارهایی که کودک قرار است انجام دهد؛ بپرسید.

یازده: به او شب به خیر بگویید؛ لبخند بزنید؛ اگر سر مسأله‌ای ناراحت هستید فعلاَ زمان مناسبی برای دعوا و مشاجره نیست؛بگذارید کودک در آرامش بخوابد.

دوازده: اگر قرار بود؛ بین انتشار محتوا بر روی وب و خواباندن کودک یکی را انتخاب کنید؛ مانند من، اوّل کودک را بخوابانید؛ بعد انتشار محتوای فهرست دوازه‌تایی راحت‌تر است!

 

سیزده: …ـ راستی شما نمی‌خواهید به این فهرست چیزی اضافه کنید؟

سیزده: حتما وقتی در طول روز برای صحبت با کودک در مورد اینکه روز خود را چگونه گذارند در حد ۵ تا ۱۰ دقیقه داشته باشید .این کار باعث افزایش قدرت کلام و اعتماد به نفس می شود.

چهارده: وسایل دیجیتال مثل تبلت و فبلد را از اتاق کودک در زمان خواب خارج کنید با این حرکت کودک متوجه می شود که اتاق خواب وقت برای خوابیدن است و یا اگر اتاق خواب نداشت حداقل از نویز و صدای های اضافی دستگاه دور باشد.

موارد سیزده و چهارده با مشارکت آقای حسن کشاورز به فهرست فوق افزوده شدند.

البته فهرست هنوز جا دارد از شماره‌ی پانزده به بعد متعلق به شماست؛ بفرمایید…

پانزده: در صورت امکان قبل از خواب چند بیت شعر یا چندخط داستان برای فرزندتان بخوانید می‌توانید به او بگویی ادامه داستان را فردا شب برایش می‌خوانید تا به نوعی انگیزه و انتظار برای شب بعدی داشته باشد این‌گونه علاوه بر خود فرزندتان را هم از روزمرگی خارج می‌کنید.

شانزده: به فرزندتان یک کار بسیار کوچک بسپارید و به او بگویید فردا شب آن را از او پیگیری می‌کنید این‌گونه مسئولیت پذیری را در او پرورش می‌دهید؛ مثلا آب دادن به گلدانها.

هفده: می‌توانید یک کلمه به فرزندتان بدهید و به او بگویید با آن یک جمله بسازد و فردا شب از او آن را بپرسید.

موارد پانزده، شانزده و هفده با مشارکت خانم معصومه شیخ مرادی تنظیم گردیده است.

و البته باز فهرست ما باز است و از همین حالا شماره 18 متعلق به شماست…

این مقاله تحت عنوان: تکلیف شب مانده! در مجله‌ی نیمکت ـ دوشنبه اول اردیبهشت 1393 ـ شماره 1 ـ صفحه 14  انتشار یافته است. جهت دانلود pdf مقاله بر روی لینک مقابل کلیک کنید.

روش‌ها و شگردهای مخلتفی را می‌توان پی گرفت تا یک تکیف شب مانده‌ی واقعی را تهیه کرد؛ در اینجا چند شگرد عالی که واقعاً هم تاثیر گذار هست را با هم مرور می‌کنیم.ـ

  • 1ـ زنگ تکرار: تا می‌توانید انجام تکالیف را به فرزندتان گوشزد کنید، هر چند دقیقه یک بار، هنگام شام و مثل  آلارم گوشی خودتان را  روی تکرار تنظیم کنید.
  • 2ـ  تقسیم کار کنید: هم‌چنان که به فرزندتان باورانده‌اید که خودش توانایی انجام همه‌ی تکالیفش را ندارد. خوب طبیعی است که او هم حقوق شما را رعایت کند که تمام تکالیف روی دوش شما سنگینی نکند؛ تقسیم کار کنید کاردستی‌ها که کار تخصصی شما پدر گرامی است. پژوهش و نقاشی با برادر بزرگترش و انشا و رنگ آمیزی با مادر، این طوری حدود و اختیارات هر کسی مشخص می‌شود.
  • 3ـ گزینش بهترین زمان و مکان انجام تکالیف: کنار تلویزیون و هنگام تماشای فیلم مورد علاقه‌ی فرزندتان یا هنگام بازی با تبلت و پی اس پی، این بهترین زمان و مکان انجام دادن تکالیف مدرسه است. زود باشید کودکتان را صدا بزنید؛ تا تکالیفش را انجام دهد.
  • 4ـ و یک تبصره: البته هیچ وقت تکلیف شب را روز روشن انجام ندهید. از اسمش که پیداست! انجام دادن تکیف شب را اواخر شب بیاندازید. دقیقاً  کمی قبل از زمان خواب  کودکتان. این یعنی یک تکلیف شب واقعی!
  • 5ـ تاکتیک عوض کنید: خودتان را در مقابل نظارت و بررسی وضعیت تحصیلی فرزندتان گیج کنید. این مسؤلیت را به والد دیگر واگذار نمایید. یک پاس کاری خیلی محترمانه!
    6ـ زورم نمی‌رسد: اگر زورتان به کودکتان نمی‌رسد یا کودکتان زورش به تکلیف نمی‌رسد فرقی نمی‌کند. این کار به این آسانی را سخت نگیرید؛ خودتان تکلیف را انجام بدهید. هنگام نوشتن مشق شب‌بعضی از کلمه‌ها را با دست دیگر بنویسید؛ که تابلو نشود!
    7ـ چرا و چگونه نداریم: چگونه فرزندتان درس بخواند؟ چگونه مطالب را یاد می‌گیرد؟ شناخت و کشف روش یادگیری فرزندتان و خیلی از سؤال‌های دیگر که نیازمند پرس و جو، مطالعه و تحقیق و تفحص است را کنار بگذارید، وسواس از همین راه‌ها سرایت می‌کند! سری که درد نمی کند را دستمال نبندید!
    8ـ زمان مناسب را تشخیص دهید: هنگام راهنمایی و دقیقاً جایی که کودکتان در انجام  دادن تکالیف هنگ کرده است؛ می‌توانید از موفقیت‌های خودتان، در انجام تکلیف شب حرف بزنید؛ این کار نیاز به تمرین و درک فرصت دارد. هم‌زمان هم راهنمایی کنید و هم نیش بزنید!
    9ـ خیلی توصیه نمی‌شود ولی جواب می‌دهد:  دست به کمر، صدا دو رگه، کمی ته مایه‌ جیغ: “تمام تکالیفت را همین حالا انجام بده! از جات بلند نمی‌شی تا تمومش کنی! فهمیدی؟ ” این را با تحکم، طوری که فرزندتان را زهره ترک کنید؛ ترجیحاً از یک نمای بالایی، ادا نمایید.
    10ـ بگذارید تضاد کاملاً خودش را نشان بدهد: درک و برداشت شما از نوع تکلیف، انتظارات و چگونگی انجام دادن آن از دستورالعمل مربوطه کامل‌تر است. به کودکتان گوشزد کنید شما روش خودتان را دارید و معلّم هم روش خودش را دارد. بگذارید تضاد خودش را نشان بدهد؛ شما روش خاص خودتان را تحمیلی، اجرا کنید.
    11ـ زمان را دریاب: 15 دقیقه وقت را صرف نشستن کنار کودکتان و نظارت و راهنمایی می‌کنید، اگر نگوییم زمان را بیهوده از دست می دهید حداقل از حس قشنگ نشستن و روزنامه خواندن، تماشای تلویزیون و یا چت و ویجت و فیس بوک محروم می‌شوید!
    12ـ انظباط یعنی انعطاف: کاری کردید؛ اولین کاری که کودکتان هنگام برگشت از مدرسه انجام می‌دهد؛ تکالیف مدرسه است. این یک عادت نیست این یک قانون منعطف است که هیچ کس حق ندارد چرایی آن را زیر سؤال ببرد! (لطفاً شما هم در موردش فکر نکنید!)
    13ـ نتیجه و باز هم نتیجه: ببینید چقدر این تجربه کارایی دارد؛ از رفتاری عبوسانه، از داد و فریاد و از سخت گیری و از هر روش و کاری که انجام داده‌اید بالاخره نتیجه گرفته‌اید؛ مهم نتیجه گرفتن است، فرایند و اصالت حرکت یک شوخی کتابی است! مهم نتیجه است؛ عبوس و اخمو کودکتان را خطاب قرار دهید و صبر را از گنجینه‌ی ضمیرتان پاکسازی نمایید!
    14ـ صحنه سازی کنید: برای کسی که کودکش بنا به هر دلیلی تکلیفش را انجام نداده و دیگر فرصتی نیست این سخنان نغز را گوشزد نمایید؛ همیشه چندین سطر از این نوع، دم دست داشته باشید: “مریض بودم… دفترم را هر چه گشتم پیدا نکردم… فراموش کردم…. مامانم گفت انجام نده و…”
    15ـ پایه گذار روش‌های نوین تربیتی باشید: از تکلیف شب به عنوان یک ابزار تنبیهی استفاده کنید. چون فلان کار را درست انجام ندادی؛ حالا بایستی یک صفحه‌ی کامل مشق بنویسی؛ چون با خواهرت دعوا کردی؛ باید این درس را خوب حفظ کنی!
    16ـ یک گام جلوتر: خودتان آستین‌ها را بالا بزنید؛ گله کردن بس است. تکلیف طراحی نمایید و برای این که یک قدم جلوتر از مدرسه حرکت کرده باشید؛ همیشه از سادگی تکالیف واگذار شده به فرزنان شکایت کنید. در ضمن با این کار مهم بودن یادگیری کودکتان را می توانید به دیگران القا نمایید.
    17ـ محقق، پژوهشگر، دانشمند شوید: تمام پروژه‌های تحقیقی  فرزندتان و حتی گروه کلاسی را با کمال میل انجام دهید، برای یادگیری کودکتان هنوز فرصت هست؛ از کافی نت ها، جستجوی اینترنتی و دانلود مقاله و پروژه و خریدهای دانلودی غافل نشوید و همیشه یک پرینتر کنار سیستم‌تان داشته باشید. معجزه می‌کند فایل ورد را ویرایش کنید و نام فرزندتان را آن بالا حک نمایید و آن را چاپ کنید. در صورت امکان پرینت رنگی عالی است! (البته این روشی مرسوم می‌باشد که صرفاً جهت یادآوری ذکر گردید.)
    18ـ آرام، آرام‌تر و آرام‌تر: با لحنی کاملاً ملایم، عاطفی، راهنمایی کردن کودکتان را شروع کنید، بعد از چند دقیقه معلوم است که آرام‌تر هستید؛ فقط کمی تن صدا عوض شده و ولوم آن بالا رفته است. بعد از گذشت چند دقیقه‌ی دیگر باز هم آرام‌تر می‌شوید. آن‌قدر آرام که کسی جرائت ندارد به شما بگوید عصبانی هستید و البته خنده‌آور این‌که کودکتان  همجرائت نمی‌کند بگوید: این که بهم گفتی کاملاً اشتباه است!
    19ـ فوکوس روی نقاط ضعف: این را که بلدی خوب این که چیزی نیست… حالا این ها رو چه؟ خوب گیرت انداختم؟ این چه جورشه! واقعاً متاسفم! باعث خجالتی است! فردا بگویند بچه‌ی فلانی ناتوانه… آه بکشید و افسرده افسوس بکشید گویی که تمام دنیا روی سرتان خراب شده است. بگذارید کودک با تمام وجود نگرانی و اضطراب شما را حس کند و از آن مهم‌تر ناتوانی خودش را!
    20ـ ساخت یک درام خانوادگی: می‌توانید زجر و درد عدم توانایی کودکتان را به اشتراک بگذارید؛ در این مورد، تمام خانواده درگیر انجام دادن تکلیف کودک شود؛ بهتر است. حتی فرزند خردسال با گریه کردن می‌تواند یاری‌گر راه باشد.آماده: تکلیف، کودک، پدر، مادر، خواهر، برادر، خاله، عمو صدا، فریاد، گریه و… حرکت!

خوب فکر کنم تمام راه های رسیدن به یک کلیف شب مانده و کپک زده را تجربه کردید، از این که دیگران را در این تجربه سهیم نمی‌کنید؛ متشکریم!