یادگیرندگی-مادام‌العمر

همه‌ی ما با بچه‌هایی از این دست سر و کار داریم. کسانی که به سختی یاد می‌گیرند. دل یادگیری ندارند، آنقدر سخت و بی‌میل، که به نظر می‌آید چیزی یاد نمی‌گیرند. خوب امروز می‌خواهم راجع به این افراد صحبت کنم و بگویم چطور می‌شود آنها را از “ناگیرایی” به “گیرایی” و “یادگیرندگی” برسانیم.

بگذارید با مثالی پیش برویم.
یادگیری فرایند است یک نوع گذر از این طرف رودخانه به آن طرف رودخانه است. تصور کنید رودخانه طغیان کرده است و کودکان هم از آب می‌ترسند و شنا هم بلد نیستند. باران تندی باریدن گرفته است و سیلاب بزرگی در راه است و هر لحظه بر خروش و جوشش افزوده می‌شود.

ما می‌خواهیم کودکان را از پل کوچکی عبور دهیم و به آن طرف رودخانه برسانیم جایی که مزارع سرسبز و سایه‌ی درختان تنومند و گلهای رنگارنگ و خوشبو، آواز گنجشکان گوش نواز در انتظار ماست.  این طرف هم اگر بمانیم و حرکتی نکنیم؛ زنده خواهیم ماند اما از دیدنی‌ها و  آنچه آن سوی رودخانه است محروم خواهیم ماند.
مزارع-سر-سبز
خوب این حکایت این روزهای ماست. ما معلمان، هدایت کننده هستیم. بی شک گذر از روی پل کوچک و رفتن به آن سوی رودخانه ارزشش را دارد که بر ترسمان غلبه کنیم و به آن سوی برویم.

و این داستان همه‌ی کودکانی است که امروزه در برابر سیلاب اطلاعات و محفوظات و انواع محتوا و دانش متنوع و مختلف قرار دارند و ما معلمان نقش دستگیر و راهنمای مسیری را داریم که آن سوی رودخانه با تمام لذت‌های پیدا و پنهانش جایزه‌ی رسیدن آنها به آنجاست.

شما باشید چه کار می‌کنید؟
اینکه بتوانیم شوق یادگیرندگی و زیبایی‌های دنیای “گیرایی” و “یادگیرندگی” را به آنها بچشانیم تا کمی از آن‌ را مزمزه کنند؛ بی‌شک حاضر خواهند شد با اشتیاق بر ترسشان غلبه کنند و همگام با ما از روی پل بگذرند.
حال به شما بستگی دارد آیا حاضر هستید آنقدر شوق دانستن و لذت یادگیرندگی را در آنان شعله‌ور سازید و  آنها را از ترس تغییر و رفتن برهانید؟ یا شما هم نمی‌خواهید بر ترستان غلبه کنید و اینجا برای همیشه خواهید ماند. در این سوی رودخانه، راکد و ساکت.
چشاندن لذت یادگیری، ایجاد تجربه‌ی حظ بردن از یادگرفتن‌ها، معنادار سازی آنها و دادن رنگ، طعم و بویی تازه به آموزش‌هایمان می‌تواند؛ کودکانی شجاع به بار بیاورد. افرادی که حاضرند بر ترسشان غلبه کنند و ساکن آن سوی رودخانه شوند.

ساکنان شهر یادگیرندگان مادام‌العمر.

 

2 پاسخ
  1. آموزگار
    آموزگار گفته:

    سلام خیلی خوب بود….راستش فکرمیکنم من به عنوان معلم میتوانم بر ترس تغییر غلبه کنم که به بچه ها یاد بدهم تغییر کنند؟!

    پاسخ
    • کمال بهرنگ
      کمال بهرنگ گفته:

      سلام آموزگار عزیز
      سوال خوبی پرسیدید. از ویژگی‌های جالب معلمی اینکه هر چیزی را که قرار است به بچه‌ها یاد بدهیم قبلش بایستی خودمان یاد گرفته باشیم. اگر می‌خواهیم تغییر کنند؛ تغییر جزئی ثابت از زندگی ما باشد. و البته این سخت‌ترین بخش ماجراست.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *