این پست را تقدیم می‌کنم به معلمان توانمند و خلّاقی که نمی‌خواهند چشمه‌ی خلاقیت بچّه‌ها را بخشکانند.

قبلاً هم اینجا کلی درباره‌ی یک دفتر خوب حرف زدیم. حالا می‌خواهیم برویم سراغ نام‌گذاری دفترها. یک لحظه فکر کنید چقدر اسامی “دفتر مشق”، “دفتر تکلیف”، “دفتر ریاضی”، “دفتر املا” تکراری است. سوال این است حالا که ما این دفترها را داریم و مدام از آنها استفاده می‌کنیم. نمی‌شود اسم و عنوان بهتری برایشان انتخاب کرد؟
جواب هم قطعاً “بله” هست
تصور کنید که به جای دفتر املا می‌گفتیم دفتر رشد (رشد نوشتن) یا به جای دفتر مشق می‌گفتیم دفتر پیشرفت (خواندن و نوشتن) و دفتر داستان، دفتر خوبی، دفتر خنده و… ( ادامه‌ی این جمله را باز می‌گذارم؛ نیم جمله).

چرا تصور؟
بیایید از فردا یک اسم با مسمّا و قشنگ برای دفترهای بچّه‌ها انتخاب کنید. بگذارید یک واقعیت تلخ را به شما بگویم که فکر نکنم کسی حاضر باشد آن را با شما در میان بگذارد. عبارت “دفتر املا” یا “دفتر مشق” اینقدر تکراری شده است که به یک اسم عام تبدیل شده است و در نتیجه بود و نبود آن (گفتن یا نگفتنش) هیچ فرقی با هم ندارد. تجسم کنید ما هَی مدام بگوییم: “کتاب داستان”، “کتاب قصه” و “کتاب سرگذشت”.
بایستی بعدش یک کلمه یا عبارت بیاید مثلاً “داستان جوجه اردک زشت”، “قصه‌ی قهرمان چند دست”، “پرستوی آبی” اگر قرار باشد همه‌ی کتاب داستان‌ها با یک عنوان خطاب بشوند که همین گزینه برای ورشکست شدن کتابفروشی‌ها کافی است. حالا چرا ما مدارس ورشکست نمی‌شویم؟ [ شاید هم چون مدارس از مدتها قبل ورشکست شده‌اند و ما خبر نداریم]. در واقع بعد از این همه سال ربط چندانی میان موفقیت و شکست مدرسه با موفقیت و شکست معلم پیدا نکرده‌ام. نتیجه هم همین می‌شود که هست.

برگردیم به بحث خودمان؛ از فردا، اسم “دفتر ریاضی اسم” را بگذاریم “دفتر دوستی اعداد”
به جای “دفتر املا”، “دفتر کلمه‌‌های خندان”، کلمه‌های شاداب” یا “حرفهای خوب نوشتاری”
و خیلی نام‌گذاری‌های عجیب و غریب دیگر
دفتر توت‌فرنگی
دفتر هندوانه‌
نترسید حالا عجیب هستند چون اصلاً وجود خارجی ندارند؛ شما شروع کنید، کم کم آشنای هم می‌شویم

ما و دفترهای خوشنامی که همه دوستشان داریم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *