•  معمولاً دانش‌آموزی که به پایه‌‌ی دوم و سوم می‌رود را این‌گونه می‌شناسیم که تمامی نشانه‌های فارسی (حروف الفبا) را به خوبی بلد است. آن‌ها را می‌تواند بخواند و بنویسد. تقریباً این نگرش همه‌ی ما معلّمان و پدران و مادران است. و البته صحیح هم هست.؛ انتظاری است که بعد از دو یا سه سال آموزش و یادگیری از دانش‌آموز و فرزند خویش داریم.
  • امّا می‌خواهم بگویم این تفکر همیشه و همه جا صادق نیست ؛ چه طور؟ عرض می‌کنم  با شروع سال تحصیلی و با گذشت چند ماه از سال، همواره با دانش‌آموزنی در کلاس داریم که در خواندن و نوشتن مشکل دارند. قبل از هر چیز و قبل از آن که به توانایی یا ناتوانی کودک شک کنیم. به دانسته‌ها و یادگیری وی از مهوم درخواستی بیندیشیم. چه بسا کودکی که در املای خویش دارای بیست مورد اشتباه املایی است؛ نیمی از حروف را نشناسد. در اینجاست که لازم است همواره با یک ارزیابی ساده (ارزیابی نشانه‌ها یا حروف الفبا) به میزان آشنایی کودک و توانایی بازشناسی و شناخت نشانه‌ها توسط نامبرده، پی می‌بریم. چه بسا بعد از گذشت چند ماه از سال تحصیلی می‌فهمیم که دانش‌آموز الف ۱۵ مورد از حروف را نمی‌شناسد و آن‌ها را یاد نگرفته استدر چنین شرایطی  طبیعی است که دانش‌آموز نتواند املایی کم اشتباه یا بی اشتباه بنویسد.
  • پس همواره یکی از فعالیت‌های نخستین ما آموزگاران در اوایل سال تحصیلی، در حوزه‌ی ارزشیابی می‌تواند ارزیابی نشانه‌ها (حروف الفبا) باشد. که در پست‌های آتی به چگونگی انجام این ارزیابی و کاربرگ‌های مربوط به این گونه ارزشیابی‌ و تحلیل نتایج خواهم پرداخت.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *