برای پاسخ به این پرسش، قدم نخست ایجاد تغییر در مدل ذهنی ما نسبت به مکان و زمان یادگیری است. کافی است بدانیم که آموزش و یادگیری فقط محدود به مکعب مستطیل کلاس درس نیست و قرار نیست همه‌ی یادگیری‌ها و آموزش‌ها محدود به این قفس علم و دانش باشد. چرا؟ خوب خیلی ساده است؛ همچنانکه همیشه در معرض هوا  قرار داریم؛ همانطور هم در معرض یادگیری قرار داریم. یعنی می‌شود گفت تا مادامی که نفس می‌کشیم، امکان یادگیری هم داریم.
با تایید این امر بدیهی ولی نامحسوس، می‌رویم سراغ اقدام بعدی که گستراندن این مکعب مستطیل هست به گونه‌ای که آن را به خانه، خانواده و جامعه پیوند بزنیم. و با حرکت بر روی گسترده‌ی کلاس تا می‌شود بُرد یادگیری را بیشتر کنیم.
حالا رسیدیم به اینجا که بعد از پایان زمان رسمی آموزش مدرسه‌ای، قرار نیست پرونده‌ی آموزش و یادگیری بسته شود. پس با نامگذاری موانعی از جمله تعطیلات و تابستان بچّه‌ها را از یادگیری محروم نکنیم.
با داشتن این مدل ذهنی تابستان و تعطیلات، سفر و حضر، بهانه‌هایی برای محروم شدن از یادگرفتن نخواهند بود؛ بلکه فرصتهای جدیدی هستند برای یادگیرندگی و یادگیرنده ماندن.

آنچه آمد مختص به کودکان نیست و شامل حال ما بزرگترها هم خواهد شد و بزرگ بودن، مشغله‌دار بودن و پیر شدن توجیهی برای ناگیرندگی نیست. با استمرار یادگیرندگی خودمان در تابستان هم دمای یادگیرندگی را در سطح مطلوبی حفظ کنیم و هم به صورت عملی، این لذت را به کودکانمان بچشانیم.

خوشحالم اگر سبک شما مثل غالب مردم نباشد کسانی که با شروع تعطیلات، همه‌ی کتاب و دفترهای فرزندتان را روی هم تلنبار می کنید تا سر فرصت از وجودشان خلاص شوند. نمی‌گویم بروید و هی دوباره و چندباره کتاب درسی را مرور کنید که فعالیتی کم اثر و ناخوشایند است. اما پیشنهاد بهتری برایتان دارم.

اگر فرزندتان مشکلی در یادگیری‌هایش داشته است، مثلاً در درس املا هنوز مشکل دارد و حتم داری سال آتی هم این مشکلات همراهش هست و حتی ممکن هست بیشتر هم بشود. به جای دست دست کردن و نگران بودن این راه را بروید:
ریزفعالیتی را انتخاب کنید و در طول تابستان ادامه‌اش بدهید من اینجا اسمش را می‌گذارم “ریز یادگیری”
ریز یادگیری خاصی را تعریف کنید و خورد خورد در طول تابستان و تعطیلات آن را ادامه بدهید؛ همین وقت گذاشتن‌های چند دقیقه‌ای در طول روز یا یک ساعتی در طول هفته، جمع خواهد شد و رشدی تصاعدی را برایتان رقم خواهند زد.
مثلاً هر دو روز یک بار یک املای آموزشی یک سطری از فرزندتان بگیرید؛ بله، فقط یک سطر!
هر سه روز یک صفحه کتاب از کتاب کار مناسبی را انجام بدهید.
هر هفته سه صفحه کتاب داستان بخوانید.
هر ماه یک بار، همراه فرزندتان سری به کتابخانه بزنید.
همین فعالیتهای کوچولو که به چشم نمی‌آیند باعث می‌شوند شما در مسیر صحیح حرکت کنید و روی فرم یادگیری بمانید و در پایان نه تنها چیزی را از دست نخواهید داد بلکه اثرات مثبتش را خواهید دید.

پیشنهاد دیگری که می‌توان داشت اینکه اگر خدا را شکر، فرزندتان هیچ گونه مشکلی نداشته است و همه‌ی دروسش را توپ توپ پاس کرده است. بروید سراغ نقاط قوت و علایقش و روی آنها کار کنید مثلا همین املا و نوشتن، اگر نوشتنش حرف ندارد وی را تشویق کنید که نویسندگی کند! بله درست شنیدید نوشتن خاطرات، ثبت احساسات یا هر محتوای دیگری که تولیدی فرزندتان باشد بسیار گرانبهاست و اثرات مثبتش در رشد و توسعه‌ی مهارتهای فردی فرزندتان چشمگیر خواهد بود. یا اینکه اگر واقعا دوست دارد همه‌اش سرش تو آزمایش و ساختن و شکستن باشد فراهم کردن چند قطعه‌ی ازمایشگاهی و چند کیت ساختنی می‌تواند کمکی عالی در زمینه‌ی گستراندن یادگیری و جابه‌جا کردن مرزهای دانش و اطلاعات فرزندتان در طول تعطیلات باشد. ببینید هدف این است که از درِ نقاط قوت و علاقمندی‌ها وارد شوید تا بتوانید انگیزه‌ی لازم برای رشد و یادگیری فرزندتان را همچنان در سطح مناسبی نگهدارید.

خلاصه اینکه چه از نقاط قوت و چه از نقاط ضعف شروع کردید، طوری برنامه بریزید که فرزندتان در این ایام، موفقیت را تجربه کند. به اندازه‌ی کافی در طول سال تحصیلی شکست داشته است. بگذارید این مدت حس خوبی را تجربه کند و با آن زندگی کند؛ تا تحمل یک سال دیگر نشستن در مکعب مستطیلی به نام کلاس درس را داشته باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *